غلام عشق حاشا کز جفای یار بگریزد
نه عاشق بلهوس باشد که از آزار بگریزد
ببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشن
که گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد
نباشد بی وفا گل بلکه مرغی بی وفا باشد
که چون گل را نماند خوبی رخسار بگریزد
بس است این طعنه از پروانه تا جاوید بلبل را
که رنگ و بوی گل چون رفت از گلزار بگریزد
چرا از نسبت خود عشق را تهمت نهد وحشی
کسی کز جور یار و طعنهٔ اغیار بگریزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان مقام عاشق واقعی میپردازد که از سختیها و جفاهای معشوق نمیگریزد و به وفاداری خود پایبند است. او عشق را مسیری پر از درد و رنج میداند و تأکید میکند که بیوفایی از جانب گل یا معشوق نیست، بلکه از ناشایستگی دیگران است. همچنین، شاعر به انتقاد از کنایهها و طعنههای دیگران پرداخته و میگوید که عاشق واقعی باید با صبر و شکیبایی در برابر سختیها ایستادگی کند. در پایان، وحشی بافقی از کسانی که از جفاهای معشوق شکایت میکنند میپرسد که چرا عشق را به تهمت و نفاق متهم میسازند.
هوش مصنوعی: عاشق واقعی هرگز از سختی و آزارهای محبوبش فرار نمیکند. او نمیتواند به عشقش پشت کند و باید در برابر مشکلات و رنجها استقامت نماید. عاشق، فردی نیست که به راحتی بخواهد از درد و رنج دوری کند.
هوش مصنوعی: ببر، اگر بلبل در باغ بیدلیل از عشق گل ناله میکند و از خارها فرار میکند، بیفایده است.
هوش مصنوعی: نمیتوان گل را بیوفا دانست، بلکه این پرنده است که وقتی زیبایی گل از بین برود، از آن دور میشود.
هوش مصنوعی: این بس است که پروانه به بلبل انتقاد کند، چرا که وقتی رنگ و بوی گل از باغ برود، بلبل نیز از آنجا میرود.
هوش مصنوعی: چرا کسی که به خاطر ظلم یار و انتقادات دیگران از عشق فاصله میگیرد، عشق را به خود نسبت میدهد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.