دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم
در هم شکست بند و در بند خانه هم
برخاست باد شرطه و زورق درست ماند
از موج خیز رستم و دیدم کرانه هم
آن مرغ جغد شیوه که سوی تو میپرید
بال و پرش بسوختم و آشیانه هم
گر دیگر از پی تو دوم داد من بده
مهمیز کن سمند و بزن تازیانه هم
وحشی چرا به ننگ نمیری که پیش او
از غیر کمتری ، ز سگ آستانه هم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رهایی دل از قید و بندهای دنیوی سخن میگوید و بر شکستن این زنجیرها تأکید میکند. او به تصویر سازی از طبیعت میپردازد و به طوفانی اشاره میکند که کشتی او را به سوی ساحل میبرد. همچنین به جغدی که عاشقانه به سمت معشوق پرواز میکند و به سوختن بال و پرش اشاره میکند. شاعر در نهایت از ترس ننگ و ذلت میگوید و ابراز میکند که حتی از دیگران کمتر نیست و به خود میگوید که باید از عشق و شوق به معشوق پیروی کند.
هوش مصنوعی: دل از تو رها شد و از قید و بند دنیا نیز آزاد گردید و حتی از محدودیتهای خانه نیز بیرون آمد.
هوش مصنوعی: باد شدیدی برخاست و قایق به خوبی در برابر امواج مقاومت کرد. من هم کرانه را دیدم.
هوش مصنوعی: آن پرنده جغد که به سمت تو پرواز میکرد، من بال و پرش را سوزاندم و لانهاش را نیز ویران کردم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم دوباره به دنبالت بیایم، لطفاً به من کمک کن که سریعتر برسم و با شور و شوق حرکت کنم.
هوش مصنوعی: چرا به حیا نمیروی و از شرم نمیمری، وقتی که میدانی در مقابل او از هر کسی و حتی از سگ دربار هم حقیرتری؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم
اینک رسید دود به روزن زبانه هم
در سینه عکس عارض و خال تو دید دل
مرغ آب یافت در قفس تنگ و دانه هم
زینسان که گشت خانه ام از آب دیده پر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.