به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
سگ وفای خود و بندهٔ محبت خویشم
سزای خدمت شایسته است لطف چه منت
ز خدمتم خجل و حقگزار خدمت خویشم
عنایت تو به پاداش صبردارم و طاقت
به شکر صبر خود و ذکر خیرطاقت خویشم
پلنگ خوی غزالی که میرمد ز فرشته
چگونه ساختمش رام صید قدرت خویشم
به کام شیر درون رفتن و به کام رسیدن
کراست زهره و یارا غلام جرأت خویشم
چه خوش گزیدهامت از بساط حسن فروشان
نه عاشق تو که من عاشق بصیرت خویشم
مرا رسد که چو وحشی چنین دلیر درآیم
که خوانده لطف تو در سایهٔ حمایت خویشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وفای خود به معشوق سخن میگوید و او را به صداقت و لطف دعوت میکند. او خود را بنده محبت و وفادار توصیف میکند و بر این اعتقاد است که هرگونه محبت باید بدون منت باشد. شاعر از صبرش در برابر خساست معشوق صحبت کرده و به قدرت خود در رام کردن دل و احساسات اشاره میکند. او همچنین به شجاعت و دلیر بودنش در عشق اشاره میکند و در نهایت بر این نکته تأکید دارد که بهراستی عاشق بصیرت و درک حقیقت عشق است، نه صرفاً عاشق زیبایی.
هوش مصنوعی: به کسی که با محبت و مهربانی رفتار نکند، من وفادارترین دوست و بندهٔ محبتم را نادیده نخواهم گرفت.
هوش مصنوعی: پاداش خدمت خوب، لطف و محبت است. بنابراین از خدمتی که انجام دادهام، احساس شرمندگی نمیکنم و به وظیفهام در قبال دیگران ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: من به لطف و رحمت تو امیدوارم و صبر خود را با پذیرش شکرگزاری همراه میکنم و همواره نام نیکی از استقامت و تحمل خود میبرم.
هوش مصنوعی: من توانستم پلنگی را که ذاتش مانند غزالی رام و فرشته است، به قدرت خودم به دام بیاورم.
هوش مصنوعی: کسی که به لذت و کامیابی واقعی دست پیدا میکند، فقط به گردن آنانی است که شجاعت و توانایی لازم برای ورود به عرصههای خطرناک و چالشبرانگیز را دارند.
هوش مصنوعی: تو چقدر خوب انتخاب کردهای از میان زیباییهایی که عرضه میشود، نه فقط به عنوان یک عاشق، بلکه من به خاطر درک عمیق و آگاهیام به تو علاقهمند شدهام.
هوش مصنوعی: من احساس میکنم که مانند یک وحشی شجاع وارد میشوم، زیرا محبت تو را در پناه حمایت خود احساس کردهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
قفای زانوی پیری مقیم خلوت خویشم
کشیده پیکر خم درکمند وحدت خویشم
صفای آینه میپرورم به رنگ طبیعت
چراغ در ته دامان گرفته ظلمت خویشم
هزار زلزله دارم ز پیچ و تاب تعین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.