چون طفل اشک پرده در راز نیستم
از من مپوش راز که غماز نیستم
در انتظار اینکه مگر خواندم شبی
یک شب نشد که گوش بر آواز نیستم
بیخود مرا حکایت او چیست بر زبان
گر در خیال آن بت طناز نیستم
در بزم عشق نرد مرادی نمیزدم
زانرو که چون رقیب دغا باز نیستم
گر ترک خانمان نکنم از برای تو
وحشی رند خانه برانداز نیستم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و احساسات درونی خود و رازهای نهفتهاش صحبت میکند. او خود را به عنوان فردی معصوم و آسیبپذیر معرفی میکند که نمیتواند رازهای خود را پنهان کند. به رغم تلاش برای نشان ندادن عشقش، او همچنان در انتظار شنیدن صدای محبوبش است. شاعر به رقیب در عشق اشاره میکند و میگوید که در بزم عشق به خاطر صداقت و بیپردگیاش به نرد نمیزند و از محبوبش به خاطر در دسترس نبودنش دل نمیکند. در نهایت، او خود را به عنوان کسی معرفی میکند که نمیتواند از عشق دست بکشد و همیشه در جستجوی محبوب باقی میماند.
هوش مصنوعی: من مانند کودکی که با اشک خود پردهای را کنار میزند، از اسرار باخبرم. از من چیزی مخفی نکن، زیرا من به کسی خیانت نخواهم کرد و رازها را افشا نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: من همیشه در انتظار این هستم که شبی صدای زیبایی را بشنوم، اما هیچ شبی پیش نیامده که به آواز گوش نکنم.
هوش مصنوعی: چرا بیخود از او صحبت میکنم؟ اگر در خیال آن معشوق زیبا نیستم، پس چه دلیل دارد که این داستان را بر زبان بیاورم؟
هوش مصنوعی: من در میکده عشق تلاش نکردم که به دیگران جلوه کنم، زیرا مثل رقیبان نادرست و فریبکار نیستم.
هوش مصنوعی: اگر برای تو از خانه و کاشانهام دست نکشم، بدان که من وحشی و بیقرار نیستم که خانهام را خراب کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.