گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب
گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد
چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب
به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد
چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب
به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش
بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و خیانت سخن میگوید و از حالاتی چون شیدایی و جنون ناشی از عشق یاد میکند. او از یاد عاشقانهای صحبت میکند که گاه به سراغش میآید و در عین حال از درد و رنجی که شبها به او تحمیل میشود، شکایت دارد. شاعر در خیال خود به جستجوی قاصدی میپردازد که پیامی از محبوب برای او بیاورد، و در نهایت به سرنوشت غمانگیز خود اشاره میکند که او را به افسردگی و جنون میکشاند.
هوش مصنوعی: گاهی معشوق به یاد عاشق دیوانهاش میافتد، ای خدای بزرگ! و وقتی که شیدایی را میبیند، حتی لحظهای هم یاد ما میکند، ای خدای بزرگ!
هوش مصنوعی: من پیامی از مسافری دریافت کردهام و در این فکر هستم که چگونه قاصدی که ناشناس است، این خبر را به من برساند. ای پروردگار، کمک کن.
هوش مصنوعی: در شبها با ناله و آههایش مرا به بند کشید و نمیدانم چرا کسی با سرنوشت تاریک خود این کارها را میکند، ای خدا!
هوش مصنوعی: وحشی در حالتی از دیوانگی به بازار رفته و به خاطر زیبایی محبوبش سرگردان و آشفته است. او در این وضعیت غریب، دعا میکند که یا از این عشق دور شود یا به نوعی از این شرایط رهایی یابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.