میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
سگ کوی تو بودم روزگاری حرمت من کو
به سد جان میخرم گردی که خیزد از سر راهت
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو
به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو
چو خواهد بیگناهی را کشد احوال من پرسد
که آن بیخانمان پیدا نشد در صحبت من کو
مگو در بزم او دایم به عیش و عشرتی وحشی
کدامین عیش و عشرت ، مردم از غم ، عشرت من کو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس خوار شدن و بیاحترامی در میان مردم و نیز در ارتباط با عشق خود شکایت میکند. او به یاد روزهای گذشته که برای معشوق خود ارزش قائل بود، حسرت میخورد و از او میپرسد که چرا اکنون عزتش را نادیده گرفتهاند. شاعر به درد و غم ناشی از جدایی و بیخانمانی اشاره میکند و از غم و حسرت خود میگوید. او در نهایت تأکید میکند که عیش و خوشی واقعی به دور از غم عشق او نمیتواند وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: در میان مردم، مرا بیاحترام کردی. زمانی که من همچون سگی در کوی تو بودم، کجا رفت آن حرمت و ارادتی که به من داشتی؟
هوش مصنوعی: من برای دستیابی به تو آمادهام که هر سختی و مانعی را بپذیرم، اما نمیدانم ارزش و مقام من در برابر تو چه اندازه است و نمیتوانم خود را با خاکی که در راه توست مقایسه کنم.
هوش مصنوعی: هر لحظه بر داغ من افزوده میشود و دردی بیشتر میآید. کسی نیست که به جمع تو بیاید و از درد و حسرت من با تو حرف بزند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی بخواهد بیگناهی را به دردسر بیندازد، باید حال من را جویا شود، چون دیگر نمیتواند آن فرد بیخانمان را که در کنار من بود، پیدا کند.
هوش مصنوعی: نگو که در میهمانی او همیشه مشغول خوشی و لذت هستی. چنین لذت و خوشیای از کجا آمده است، در حالی که مردم از غم و اندوه رنج میبرند و خوشی من کجاست؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.