ناوکت بر سینهٔ این ناتوان آمد همه
آفرین بادا که تیرت بر نشان آمد همه
شد نشان تیر بیداد تو جسم لاغرم
سد خدنگ انداختی، بر استخوان آمد همه
جان و دل کردم نشان پیش خدنگ غمزهات
جست تیرت از دل زار و به جان آمد همه
جان من گویا نشان تیر بیداد تو بود
زانکه بر جان من بیخانمان آمد همه
بر تن خم گشته وحشی زخمها خوردم از او
تیر پرکش کرده زان ابرو کمان آمد همه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تأثیر عمیق عشق و غم در زندگی خود میگوید. او خود را به عنوان فردی ناتوان توصیف میکند که تیر محبت معشوقهاش بر سینهاش نشسته است. حال و هوای شاعرانگی او نشاندهندهی درد و زخمهای روحی ناشی از عشق است که به شدت بر جان و تن او تأثیر گذاشته و چهرهاش را خمیده کرده است. شاعری که با این عشق بیپناه شده و به وضوح نشان میدهد که تیر غمزهاش دل و جانش را نشانه رفته است.
هوش مصنوعی: تیر تو بر هدف نشسته و بر سینهٔ این ناتوان اثری از قدرت تو بر جای گذاشته است. درود بر تو که توانستهای به این دقت و مهارت عمل کنی.
هوش مصنوعی: شاهد بیعدالتی تو، جسم نحیف و لاغر من شده است. تیر تو به من زده شده و مانند پرندهای با تیرک تیراندازی به استخوانهایم آسیب رساندهای.
هوش مصنوعی: من جان و دل خود را فدای زیبایی و طنازی تو کردم و تیر محبت تو به قلب مجروح من اصابت کرده و همه وجودم را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که درد و رنجی که در زندگی متحمل شدهام، نشانهای از ظلم و بیعدالتی تو بوده است. به همین دلیل، تمام وجودم بیخانمان و آواره شده است.
هوش مصنوعی: زخمهای زیادی بر تن خمیدهام ایجاد شده است، این درد و رنج را از تیر زدن چشمان کماندار او احساس میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.