مست آمدی که موجب چندین ملال چیست
هشیار چون شوی به تو گویم که حال چیست
من حرف می کشیدن اغیار میزنم
آن مست ناز را عرق انفعال چیست
خنجر کشی که ما ز تو قطع نظر کنیم
کی میبریم از تو ، ترا در خیال چیست
از دشت هجر میرسم آگاهیم دهید
وضع نشست و خاست به بزم وصال چیست
وحشی مپرس مسأله عاشقی ز من
مفتی منم به دین محبت سؤال چیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای عاشقانه خود میپردازد و از تاثیرات عشق بر روح و روانش سخن میگوید. او به طرف مقابلش که غرق در مستی است، تاکید میکند که اگر هشیار شود، مسائل و ملالهای عشق را درک خواهد کرد. شاعر همچنین به دشواریهای عشق و عاشقی اشاره میکند و از این میگوید که به رغم مشکلات و فراق، همچنان در فکر و خیال آن محبوب باقی مانده است. در پایان، او از طرف مقابل نمیخواهد درباره عشق سوال کند، زیرا خود او نیز در امور عشق به گونهای مفتی و آگاه شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که مست هستی، دلیلی برای نگرانی نداری. اما وقتی که به هوش و هشیاری برگردی، به تو میگویم که اوضاع چگونه است و چه مشکلاتی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من با استفاده از کلمات دیگران صحبت میکنم. آن معشوق زیبا که مست است، به چه دلیل تحت تأثیر قرار گرفته است؟
هوش مصنوعی: اگر ما از تو چشمپوشی کنیم و به تو توجهی نداشته باشیم، تو با چه خیالی به ما نزدیک میشوی؟
هوش مصنوعی: من از دشت جدایی عبور کردهام، از شما میخواهم که مرا از وضعیت نشستن و برخاستن در محفل وصال آگاه کنید، ببینم در آنجا چه خبر است.
هوش مصنوعی: ای وحشی، مرا در مورد عشق نپرس، چون من خودم مرجع و عالم در دین محبت هستم. حالا سوالی که داری چیست؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
با طره تو سنبل شوریدهحال چیست؟
جاییکه ابروی تو نماید، هلال چیست؟
تا بر درت طریق گدایی گرفتهام
دانستهام که سلطنت بیزوال چیست
حالا بوصل تو فلکم عشوه میدهد
[...]
با لعل جان فزای تو آب زلال چیست
با آفتاب روی تو مه در کمال چیست
دل تنگ گشتهام ز دهانت که هست نیست
ور نیست باز گو که خیال محال چیست
در حسن بی مثال تو حیران شدند خلق
[...]
گفتی: بگو که: در چه خیالی و حال چیست؟
ما را خیال تست، ترا در خیال چیست؟
جانم بلب رسید، چه پرسی ز حال من؟
چون قوت جواب ندارم، سؤال چیست؟
بی ذوق را ز لذت تیغت چه آگهی؟
[...]
گویم چو حال خود به تو، تغییر حال چیست
از من که آشنای توام انفعال چیست
از بس که شوق گفت و شنید است با توام
پرسم جواب، اگرچه ندانم سوال چیست
تا افکند حسود مرا از خیال یار
[...]
گر می نخورده ای ز منت انفعال چیست
ای خون شرم ریخته این رنگ آل چیست
کی لازم است باده کشیدن ز جام زر
مقصود تو اگر این است، قصور سفال چیست
حسرت نگر که مست نگاه است چشم من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.