دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست
گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد
آزردهدلان را سر گلگشت چمن نیست
از آتش سودای تو و خارِ جفایت
آن کیست که با داغ نو و ریش کهن نیست
بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست
اما به ستمکاری آن عهدشکن نیست
در حَشْر چو بینند بدانند که وحشیست
آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگی و تنهایی خود سخن میگوید و احساس میکند که هیچکس در جهان نمیتواند با درد او همراهی کند. او میگوید که اگرچه میتوان به سراغ زیباییهای طبیعت رفت، اما دل آزردهاش نمیتواند از این زیباییها بهرهمند شود. همچنین به سوختن در آتش عشق و جفاهایی که دیده، اشاره میکند و بیان میکند که در میان عهدشکنان، نمیتوان کسی به ستمکاری همچون عهودشکن او یافت. در پایان، شاعر به سرنوشت خود اشاره میکند و میگوید حتی در روز قیامت هم کسی نمیفهمد که او با چنین آلامی مواجه بوده است.
هوش مصنوعی: من دلگیر و غمگین هستم و هیچ تمایلی به صحبت با کسی ندارم. در هیچ جایی از جهان، کسی نیست که حال و روز دلتنگی من را درک کند.
هوش مصنوعی: در دل آرام میتوان در میان گلها گردش کرد، اما کسانی که ناراحت و دلشکستهاند نمیتوانند از زیباییهای چمن لذت ببرند.
هوش مصنوعی: از اشتیاق تو چون آتش میسوزم و از زخمهای دردناک تو رنج میبرم. آیا کسی هست که با وجود این عشق و درد کهنهاش، بیدرد باشد؟
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که ظلم میکنند و بسیاری هم هستند که به عهد و وعدههای خود وفا نمیکنند، اما در میان همهی آنها، ظلمکارتر از آن فردی که به عهد خود شکسته وجود ندارد.
در روز قیامت وقتی مردم ببینند که کسی جسمش غرق در خون است و کفن ندارد، متوجه میشوند که آن شخص وحشی بافقی بوده
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
میلت بمن سوخته یک چشم زدن نیست
در معرکه عشق تو هرکس که شهید است
مردست و بر او حاجت چادر ز کفن نیست
در خون جگر گردم و گلگشت من اینست
[...]
یکرنگم و در کوی دو رنگیم وطن نیست
سِیلم که مدارا به کسی شیوهٔ من نیست
افتادن دیوار کهن، نو شدن اوست
جز مرگ کسی در پی آبادی من نیست
خوبان نپسندند حق صحبت دیرین
[...]
در گوشهٔ امنی که منم حرفزدن نیست
چون گوش اصم خلوت من جای سخن نیست
در خدمت این مردهدلان صرف مکن عمر
چون شمع اگر جان دهی امید کفن نیست
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.