گنجور

 
واقف لاهوری

مجمر داغ گشت سینهٔ ما

نیست امروز کس قرینهٔ ما

یافتم ای فلک ز منطقه‌ات

که کمر بسته‌ای به کینهٔ ما

می‌کشد سنگ را به ذوق شکست

جانب خویش آبگینهٔ ما

عشق آمد به یادگار نوشت

غزلی چند در سفینهٔ ما

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی