گر گل رخسار تو عزم گلستان کند
گل به تماشای او روی به بستان کند
ور مه روی تو را ماه ببیند برش
تحفه ز دل آورد پیشکش از جان کند
نیست چو روی تو مه ورنه ز هر مه دو روز
سر زچه رو در کشد رو ز چه پنهان کند؟
سلسله زلف تو با دل دیوانگان
آنچ کند ماه نو او همه روز آن کند
درد تو در جان من خیمه زد از بهر آنک
وصل تو تا یک شبی همت درمان کند
ورنه ز عشقت ظهیر دیده برآنجا نهاد
کز تو بر شهریار قصه و افغان کند
خسرو گردون پناه نصرت دین بیشکین
آنک فلک بر درش خدمت در بان کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق خود میپردازد. او میگوید که اگر چهره معشوق در باغ گلستان ظهور کند، گلها برای تماشای او روی به بستان میکنند و اگر ماه زیبای او را ببیند، دلش به عشق او آماده پیشکش میشود. شاعر با اشاره به این که فقط چهره معشوق شایسته زیبایی است و هیچ چیز دیگری به پای او نمیرسد، عواطف قلبیاش را ابراز میکند. در پایان، شاعر درد عشق را در جان خود حس میکند و به امید وصال به معشوق، شبهایی را سپری میسازد. عشق او به قدری عمیق است که میتواند بر شهریار قصهها بگوید و او را به آسمان تکیه دهد.
هوش مصنوعی: اگر گل زیبایی صورت تو تصمیم بگیرد وارد گلستان شود، گل هم برای تماشای تو به سمت باغ میآید.
هوش مصنوعی: اگر ماه روی تو را ببیند، با کمال محبت و از دلش چیزی زیبا برایت میآورد و جانش را فدای تو میکند.
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند چهره تو زیبا نیست، و اگر چنین انسانی نبود، چرا باید دو روز سر به زیر بگذارد و چهرهاش را از دیگران پنهان کند؟
هوش مصنوعی: زلفهای تو با دلدیوانگان چه میکند، همانطور که ماه نو هر روز به یک شکل در میآید.
هوش مصنوعی: درد تو در وجود من جا گرفته است، زیرا امید دارم که با وصال تو حتی برای یک شب هم درمان شوم.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو نبود، ظهیر چشمش را به آنجا نمیدوخت که از تو برای پادشاه داستان بگوید و ناله کند.
هوش مصنوعی: این نکته بیان میکند که پادشاه بزرگ و قدرتمند، حامی و پشتیبان دین است و واقعاً بر سر دروازهاش، آسمان و سرنوشت، نیکویی و حمایت را عرضه میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کند
شرم به چشم جهات سایهٔ مژگان کند
گر به تغافل دهد جلوه عنان نگاه
خانهٔ صد آینه یک مژه وبرانکند
حسن عرقناک او محرمی دل نخواست
[...]
هر که دل خویش را فتنه دیوان کنند
قافیه شد شایگان سجده دیوان کند
شاه چو خواهد که کار روی بسامان کند
گوهر پند حکیم سلسله جان کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.