سر دفتر اکابر دنیا بهاء دین
از دولت تو تا به ابد انقلاب دور
عالم بر آفتاب بقای تو روشن است
بادا غبار حادثه زان آفتاب دور
گر حال من بپرسی و در خاطر آوری
تا در چه محنتم نبود از صواب دور
در آرزوی خدمت خاک جناب تو
مانم به تشنه ای که بماند ز آب دور
تا دورم از جناب تو دورم ز عافیت
خود عافیت چگونه بود زان جناب دور



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ستایش شخصیتی بزرگ و باکرامت میپردازد که او را "بهاء دین" نامیده است. او از اوضاع دنیا و دوری از فضل و خوشبختی یاد میکند و ابراز میکند که وجود این شخصیت، روشنایی بخش عالم است. شاعر احساس میکند که دوری از او موجب محنت و رنج است و در آرزوی خدمت به او به مانند تشنهای است که از آب دور مانده است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که عافیت و آرامش واقعی تنها با نزدیکی به این بزرگوار حاصل میشود.
هوش مصنوعی: بهای دین، سرپرست بزرگان جهان، از قدرت و عظمت تو بهرهمند است و این وضعیت تا ابد ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: دنیا به روشنایی وجود تو میتابد و امیدوارم که غبار مشکلات و حوادث نتواند از درخشش و نور تو بکاهد.
هوش مصنوعی: اگر حال من را بپرسی و به یادآوری که در چه مشکلاتی هستم، متوجه خواهی شد که هرگز از راه درست دور نبودهام.
هوش مصنوعی: من همواره در آرزوی خدمت به خاک پای شما هستم، مانند تشنهای که از آب دور مانده و آرزوی نوشیدن آن را دارد.
هوش مصنوعی: هرگاه از وجود تو دور باشم، از آرامش و خوشبختی خود نیز دور هستم؛ چگونه میتوانم از آرامش لذت ببرم وقتی که از تو فاصله دارم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.