خدایگانا سالی زیادت است که من
به پای حرص به گرد عراق می بدوم
به چشم جز اثر عدل تو نمی بینم
به گوش جز خبر جود تو نمی شنوم
اگر چه تخم ثنای تو کشته ام لیکن
به داس غصه شب و روز ریش می دروم
قصیده ای دو کنون نظم کرده ام حالی
اگر بداست و گر نیک من بدان گروم
نشسته منتظر آنک فرصتی باشد
که آن به سمع مبارک رسانم و بروم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه از حضور خداوند و کیفیت زندگیاش سخن میگوید. او به شدت از حرص و طمع رنج میبرد و در جستوجوی نشانههایی از عدالت و بخشش الهی است. هرچند که در心 خود محبت و ستایشی نسبت به خداوند دارد، اما غم و اندوه او را فراگرفته و در تلاش است تا آنچه را که سروده است، به سمع خداوند برساند. شاعر در انتظار فرصتی است تا این قصیده را به خدا عرض کند و از دردهایش رهایی یابد.
هوش مصنوعی: در این سال، به خاطر طمع و حرص خود، به دور عراق میگردم و این کار تنها به خاطر اشتیاق زیاد من انجام میشود.
هوش مصنوعی: به جز نشانههای انصاف تو در چشمانم نمیبینم و جز شنیدن مهر و لطف تو در گوشهایم نمیشنوم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عشق و محبت تو را در دل کاشتهام، اما هر روز و شب با غم و اندوه در حال سرکوب کردن آن هستم.
هوش مصنوعی: من شعری را دو قالب تنظیم کردهام، حالا اگر حالش بد است یا خوب، من به آن توجهی ندارم.
هوش مصنوعی: من منتظر فرصتی هستم که بتوانم این موضوع را با شما در میان بگذارم و سپس بروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چگونه سازم با او چگونه حرب کنم
ضعیف کالبدم من نه کوهم و نه گوم
وفاش عاریتی ، عیب و عار او فانی
به عیب عاریتی چیز بر ، چرا فَنوم
ایا درفش تو باز سپید و خصم تو بوم
نرفت زیر فلک چون تو خسرویرا بوم
چو بوم گردد بر دست حاسدان تو باز
چو باز گردد بر بام ناصحان تو بوم
سموم گردد بر دوستان تو چو شمال
[...]
جز آینه که کند گلرخا ترا معلوم
که از حبش حشم آرد بدست کردن روم
طلیعه آید و آنگه سپاه بر اثرش
پدید خواهد گشتن حقیقت از موهوم
من آن نگویم اگر کس بر غم من گوید
[...]
زهی تو حاکم عدل و جهان ترا محکوم
زهی بحم تو گردن نهاده چرخ ظلوم
فکنده صیت تو در گوش روزگار طنین
کشیده رای تو بر روی آفتاب رقوم
جبلت تو مزین بخصلت محمود
[...]
دهان یار نمود از جواهر منظوم
به روی روشن خورشید اجتماع نجوم
نمود جوهر فردش به نکتهای معقول
میان دایرهٔ ماه نقطهای موهوم
کمر به معنیباریک اگر ندرپیچد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.