عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند
تا به زیر حلقهٔ زلفش دلم منزلکند
دلکه از من بگسلد منزلکند در زلف او
عشق او کز در درآید منزل اندر دل کند
هرکجا او بگذرد رویش جهان پرگلکند
هرکجا من بگذرم چشمم زمین پرگل کند
گاه ازو بیم فراق است وگهی امید وصل
بیم و امیدش همه کار مرا مشکل کند
صورتش هر ساعتی در پیش چشم آید مرا
تا دگر باره مرا از خویشتن غافل کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و احوالات ناشی از آن میپردازد. او از دلبستگیاش به یارش میگوید و اینکه چگونه عشق او در دلش نشیمن میگزیند. دلش به شدت به زلف یار وابسته است و هرجا که یار برود، زیبایی و طراوت آنجا را در بر میگیرد. شاعر از ترس فراق و امید به وصالهای پی در پی صحبت میکند و میگوید این احساسات دلش را به دردسر میاندازد. در نهایت، تصویر یار به قدری زنده و درخشان است که شاعر را از خود غافل میکند.
هوش مصنوعی: عشق محبوبم همواره در دل من ساکن است و من نیز آرزو دارم که همیشه در زیر حلقههای موی او قرار گیرم و در آنجا آرام بگیرم.
هوش مصنوعی: وقتی دلم از من جدا شود، در زلف عشق او سکنی میگزیند، زیرا عشق او به دل من راه مییابد و در آن جا اقامت میکند.
هوش مصنوعی: هر جا که او برود، دنیا پر از گل و زیبایی میشود و هر جا که من بروم، چشمانم زمین را پر از گل و سرسبزی میبینند.
هوش مصنوعی: گاهی از جدایی میترسم و گاهی به وصال امید دارم. این ترس و امید هر دو کارهایم را دشوار میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه چهرهاش در برابر چشمانم میآید و دوباره مرا از خودم دور میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
هفتخوان چرخ را چون آه یک منزل کند
خاک در دستش بود، چون باد، هنگام رحیل
هر که اوقات گرامی صرف آب و گل کند
هر که می داند به سعی این راه را نتوان برید
[...]
در بیابان هرکه یاد آن خم کاکل کند
جلوه چون آب روان در سایهٔ سنبل کند
هرکه را افتد هوای آن لب میگون به سر
غنچهای از گوشهٔ دستار هردم گل کند
از فغان و ناله گلشن را به تنگ آورده است
[...]
فکر زلفت، دود دل را دسته سنبل کند
حرف رخسارت، نفس را رشک شاخ گل کند
بر سرم روزی که از زلف تو سودا گل کند
حلقه زنجیر را در پای من سنبل کند
مهربانی می کند هر کس شکستم می دهد
بر سر من پا گذارد جای چون کاکل کند
در جوار بزرگان یابند خوردان تربیت
[...]
تانه گرد راهت اندر دامنی منزل کند
هرکجا خاکیست چشمم زاشک حسرت گل کند
کو مرا بختی که بر سوی منت مایل کند
رخ بزلفت زابروان و مژه صید دل کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.