شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را
مه نماید در صفت رخسار آن دلجوی را
شب کجا جوشن بود کافور دیبا رنگ را
مه کجا مَفرَش بود زنجیر عنبر بوی را
بر زمین هر کس خبر دارد که ماه و آفتاب
سجده بردند از فلک دیدار آن بت روی را
بر گذشت آن ماه پیکر گرد باغ و بوستان
گرد رو اندر به عَمدا تاب داده موی را
موی و روی او به باغ و بوستان تشویر داد
سنبل و شمشاد را و لالهٔ خود روی را
زلف و خالش را شناسد هر کسی چوگان و گوی
درخور آمد گوی چوگان را و چوگان گوی را
هر کجا باشد رخ و خطش نباشد بس عجب
گر ندارد شوی زن را طاعت و زن شوی را
چونکه اندر خانهٔ وصل آمد از کوی فراق
در گشاد این خانه را و در ببست آن کوی را
او و من هر دو به مهر و دوستی یکتا دلیم
نیست راه اندر میانه حاسد و بدگوی را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای معشوق خود میپردازد و اثرگذاری او را بر طبیعت و عالم هستی بیان میکند. زلف و روی معشوق چون آفتاب و ماه، همه چیز را تحت تاثیر قرار داده و زیبایی قابل وصفی خلق میکند. شاعر به پیوستگی عاطفی و نزدیکی خود با معشوق اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که هیچ حاسدی نمیتواند میان آنها فاصله بیندازد. در نهایت، عشق و دوستی آنان به حدی است که خانهی وصل را گشوده و از فراق دوری گزیدهاند.
هوش مصنوعی: در شب، زلفهای آن معشوق مانند تابش ماه زیباست و چهره دلربای او به قدری دلفریب است که ماه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در شب، لباس زیبای کافور و دیبا کجا بود؟ و کجا فرشی از نور مه بود که زنجیری از عطر عنبر بر آن بستر شده باشد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که بر روی زمین است میداند که ماه و خورشید به خاطر زیبایی آن معشوقه از آسمان سر فرو آوردند.
هوش مصنوعی: ماه زیبا از باغ و بوستان گذشت و به آرامی در میان درختان و شاخ و برگها درخشید و موهایش را همچون ریسمانی تاب داده به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: موها و چهرهی او به گلستان و باغها روحی تازه بخشید و سنبل و شمشاد و لالههای زیبایش را زینت داد.
هوش مصنوعی: هر کس به راحتی میتواند زلف و چهرهاش را بشناسد، همانطور که در بازی چوگان، هر بازیکنی باید گوی و چوگان مناسب خود را بشناسد.
هوش مصنوعی: هر جا که زیبایی و جذابیت او باشد، جای تعجب نیست اگر زن به اطاعت شوهرش درآید و شوهرش نیز از مشکلاتش بکاهد.
هوش مصنوعی: وقتی به خانهٔ وصال رسیدم، درِ آن باز شد و درِ کوی جدایی بسته شد.
هوش مصنوعی: ما هر دو به عشق و دوستی واقعی پایبندیم و در این میان نباید به حاسدان و بدگویان توجه کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
وین دلآویزی و دلبندی نباشد موی را
روی اگر پنهان کند سنگیندلِ سیمینبدن
مشک غمازست نتواند نهفتن بوی را
ای موافقصورتومعنی که تا چشم من است
[...]
عاشق روی توام از من مپوش آن روی را
پرده بردار از رخ و بر رو میفگن موی را
تا بروز وصل تو چشمش نبیند روی خواب
هر که یک شب همچو من در خواب دید آن روی را
گرد میدان زمین سرگشته گردم همچو گوی
[...]
تا ز باریکی میانت تاب داده موی را
سبزه پیش روی تو بر خاک مالد روی را
تو چه غم داری اگر سیلاب اشکم میرود
چون من از خاشاک راهی کمترم این کوی را
بر وفاداران خود هر دم زنی تیغ جفا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.