نه چو شیرین لبت شکر باشد
نه چو روشن رخت قمر باشد
با سخنهای تلخ چون زهرت
عیش من خوشتر از شکر باشد
تو به زر مایلی و نیست عجب
میل خوبان همه به زر باشد
کار عاشق به سیم گردد راست
عشق بیسیم دردسر باشد
دایم از نیستی عشق توام
هر دو لب خشک و دیده تر باشد
در فراق تو عاشقان ترا
همه شبهای بیسحر باشد
عشق و افلاس در مسلمانی
صد ره از کافری بتر باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و تلخ خود میپردازد. او از زبانی تلخ و دردناک سخن میگوید و به تضاد میان زیبایی و درد عشق اشاره میکند. چهره محبوب را به ماه تشبیه نکرده و با بیمیلی او مواجه است، و تأکید میکند که عشق بیعشق او تنها رنج و فراق به همراه میآورد. شاعر همچنین به نقد دنیای مادی و وابستگی عاشقان به ثروت میپردازد و عشق را در عین فقر و افلاس نسبت به کافران برتر میداند. در نهایت، او در این عذاب و دوری از محبوب، دچار خشکی در لب و چشمانش میشود.
هوش مصنوعی: نه لبهایت شیرین است که شکر را به یاد آورد، نه چهرهات آنقدر روشن است که به یاد قمر بیفتد.
هوش مصنوعی: سخنان تلخ و دردناک تو برای من از شیرینی شکر هم دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: تو به طلا علاقهمندی و این چیز عجیبی نیست، چون همه زیبا رویان نیز به طلا تمایل دارند.
هوش مصنوعی: عاشق وقتی به سیم و زنجیر عشق متصل میشود، کارش آسانتر میشود، اما عشق بدون ارتباط و اتصال، دردسرهای زیادی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه که به عشق تو فکر میکنم، در درونم احساس خشکی و کمبود وجود دارد، اما اشکهایم ریشه در این عشق دارند.
هوش مصنوعی: عاشقان در دوری تو، تمام شبهایشان بدون صبح و روشنایی خواهد بود.
هوش مصنوعی: عشق و فقر در وجود یک مسلمان، از کفر و بیایمانی بسیار بدتر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
لعبتی را که صد هنر باشد
شاید ار بر میان کمر باشد
نیست لعبت لطیف گرچه لطیف
به بر عقل بی خطر باشد
او یکی شاه شد که ملکش را
[...]
سرخ گویی همیشه غر باشد
شبه از لعل پاکتر باشد
این چنین ژاژ نزد هر عاقل
سخنی سخت مختصر باشد
لعل مصنوع آفتاب بود
[...]
عیسی وقت ما رئیس الدین
مایه مرکز هنر باشد
پسر بوالیمین خری است عجب
کز همه علم بی خبر باشد
آن خرست این مسیح و پیش خرد
[...]
سفر را چند پر خطر باشد
خطر مرد در سفر باشد
قیمت و رونق و بها نارد
آن گهرها که در مقر باشد
زر بگشتن رواج دارد و قدر
[...]
آنگه از رفتنم خبر باشد
کهآشیانم برون در باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.