ای خدایت به پادشاهی خلق
از ازل تا ابد پسندیده
ابد از کشتزار مدت تو
خوشهٔ عمر جاودان چیده
آبروی خدایگانی تو
خاک آدم به بیع بخریده
ابر عدلت که عافیت مطرست
سایه بر کاینات پوشیده
فتنه از بیم بخت بیدارت
شب فترت به خواب نادیده
گوش چرخ از صدای نوبت تو
جز نوای نفاذ نشنیده
آفرینش به چشم همت تو
التفات نظر نهارزیده
خصم در مجلس تو مسخرهوار
گردن از کاج در ندزدیده
رایت از هرچه نام هستی یافت
دادن دین و داد بگزیده
به سر تیغ ملک بگرفته
به سر تازیانه بخشیده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش پادشاه زمان میپردازد و او را الهی و پسندیده معرفی میکند. او به عمر جاودان و خیرات پادشاه اشاره میکند و از انصاف و عدل او صحبت میکند که سایهاش بر تمامی کائنات گسترده است. از طرفی، شاعر به قدرت و عظمت پادشاهی اشاره دارد که در مجلس خود، خصم را به سخره میگیرد و بر بستر حکمرانیاش دین و عدالت را برقرار میسازد. در نهایت، او پادشاه را مثل یک تیغ تیز و با قدرتی مثالزدنی ترسیم میکند که به کسانی که نیازمندند، بخشش میکند.
هوش مصنوعی: ای خداوند تو، از آغاز تا پایان، سلطنت بر مخلوقات را پسندیدهای.
هوش مصنوعی: از زراعت زمان، خوشههای عمر پایدار و همیشگی تو برداشت شده است.
هوش مصنوعی: شرافت و اعتبار خدایی تو را به اندازهی خاک و زندگی آدمی میفروشی.
هوش مصنوعی: ابر عدالت تو همچون بارانی است که سایهاش بر تمام جهان گسترده شده و آرامش و رفاه را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: آشفتگی و مشکلاتی که به خاطر ترس از آینده بیدار شبهای ناامیدی به وجود میآید، باعث خواب ناآگاهانه و نادیده گرفتن واقعیتها میشود.
هوش مصنوعی: گوش تو فقط صدای نوبت تو را میشنود و از دیگر صداها بیخبر است.
هوش مصنوعی: آفرینش به چشم توجه و عشق تو ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: دشمن در مجلس تو به شکلی مسخره و خندهدار با افتخاری دروغین خود را نشان میدهد، در حالی که شجاعت و جوانمردیاش از درختان بلند ناپیداست.
هوش مصنوعی: هر چه نام و نشانی از هستی وجود دارد، به خوبی و انصاف دین و حق را انتخاب کرده است.
هوش مصنوعی: در اوج قدرت و سلطه، حاکمیت با شدت و قاطعیت نمایان شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخم از رنگ تست ریشیده
دلم از زلف تست پیچیده
از همه چیزهای بگزیده
هست جهدالمقل پسندیده
پیش هیچ آفریده ندریده
پردهٔ راز آن پسندیده
خوش بود فرش تن نور دیده
خوش بود مرغ جان بپریده
جان نادیده خسیس شده
جان دیده رسیده در دیده
جان زرین و جان سنگین را
[...]
چون نشد آن شنیده شان دیده
گنج طاعت بماند پوشیده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.