به دیوان آمدند مرغان چو دیوان
همی کردند پر از آشوب دیوان
چو بلبل را بدیدند لال گشتند
در آن حالت همه از حال گشتند
سلیمان گفت بلبل را کجائی
چرا در معرض مرغان نیایی
چرا خاموش گشتی ای سخندان
ز لعل خود بر افشان دُرّ و مرجان
زبان بگشای و شرح حال برگوی
سراسر قصهٔ اقوال برگوی
چو مرغان آمدند اکنون بداور
چه داری حجت قاطع بیاور



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مرغان به دیوان آمده و با هیجانی غیرطبیعی در حال آشوب هستند. هنگامی که بلبل را میبینند، از هیبت او به سکوت میگرایند و حال همگی تغییر میکند. سلیمان به بلبل میگوید که چرا در جمع مرغان حاضر نمیشود و از او میخواهد که سخن بگوید و داستان خود را نقل کند. او از بلبل میخواهد تا دلیلی قاطع برای خاموشیاش بیاورد.
هوش مصنوعی: پرندگان به دیوان آمدند و زمانی که دیوان مشغول کار بودند، جو شلوغی و آشوب به راه انداختند.
هوش مصنوعی: وقتی بلبل را دیدند، به سکوت افتادند و در آن لحظه همه تحت تأثیر قرار گرفتند و تحت تاثیر حال او، حالشان تغییر کرد.
هوش مصنوعی: سلیمان از بلبل پرسید که کجا هستی و چرا در میان دیگر پرندگان نمیآیی.
هوش مصنوعی: چرا سکوت کردهای ای گوهر کلام؟ چرا زیباییها و درخشندگیهای خود را نشان نمیدهی؟
هوش مصنوعی: زبانت را باز کن و داستان زندگیات را بگو، همهٔ ماجراها را برایم تعریف کن.
هوش مصنوعی: وقتی پرندگان به اینجا آمدند، دیگر چه سخنی برای گفتن داری؟ بهتر است برهانی روشن و قوی ارائه کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.