این چه سوداست کز تو در سر ماست
وین چه غوغاست کز تو در بر ماست
از تو در ما فتاده شور و شری
این همه شور و شر نه در خور ماست
تا تو کردی به سوی ما نظری
ملک هر دو جهان مسخر ماست
پاکباز آمدهایم از دو جهان
کاتشات در میانِ جوهر ماست
آتشی کز تو در نهادِ دل است
تا ابد رهنمای و رهبر ماست
دیدهای کو که روی تو بیند
دیده تیره است و یار در بر ماست
ما درین ره حجاب خویشتنیم
ورنه روی تو در برابر ماست
تا که عطار عاشق غم توست
دل اصحابِ ذوق غمخور ماست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شور و شوقی که نسبت به معشوق دارد، اشاره میکند و بیان میکند که این عشق، تمام وجود او را پر کرده است. او میگوید که با نظر معشوق، جهان به تسخیر او درمیآید و عشق او مانند آتش در دل او شعلهور است. همچنین، شاعر احساس میکند که حجابهای درونی خود مانع دیدن روی معشوق میشوند، ولی عشق و درد او به نوعی دلهای دیگران را نیز تحت تأثیر قرار داده است. عطار به عشق خود افتخار میکند و نشان میدهد که این عشق میتواند به راهنمایی او در زندگی تبدیل شود.
هوش مصنوعی: این چه شور و شوقی است که در دل ما وجود دارد و این چه هیاهویی است که از سمت تو به ما میرسد.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که حالتها و هیجانات ناشی از محبت و عشق تو در وجود ما رخنه کرده است، اما این میزان شور و شوق برای ما مناسب و قابل قبول نیست.
هوش مصنوعی: وقتی تو به ما نگاه کردی، تمام پادشاهی دنیا زیر فرمان ماست.
هوش مصنوعی: ما از دو جهانی که در آن بودهایم به اینجا آمدهایم، زیرا تو در دل و وجود ما جای داری.
هوش مصنوعی: آتش درونی که از تو در دل ما شعلهور است، همیشه ما را هدایت و راهنمایی خواهد کرد.
هوش مصنوعی: کسی را دیدهای که چهرهات را ببیند، اما چشمانش تاریک و ناامید است، در حالی که محبوب ما در کنار ماست.
هوش مصنوعی: ما در این مسیر به خاطر خودمان مانع شدهایم، وگرنه چهره تو همیشه در مقابل ماست.
هوش مصنوعی: عطار به خاطر عشق و غم تو دل دوستان هنرمند ما را نیز آکنده از غم کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دست بخشنده کآفتِ درم است
حاجبالباب درگهِ کرم است
خون دل تا شراب احمر ماست
گردش رنگ دور ساغر ماست
خاک گردید بر شدن بفلک
شیوهٔ عجز زورآور ماست
بطپیدن زخویشتن رفتم
[...]
گفت روبه چو خاطرت گرم است
گوش تو سفته گردنت نرم است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.