چون پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
چون مایهٔ من درد و نیاز است چه تدبیر
آن در که به روی همه باز است نگارا
چون بر من بیچار فراز است چه تدبیر
گفتی که اگر راست روی راه بدانی
این راه چو پر شیب و فراز است چه تدبیر
گفتی که اگر صبر کنی کام بیابی
لعاب فلک شعبدهباز است چه تدبیر
گویی نه درست است نماز از سر غفلت
چون عشق توام پیشنماز است چه تدبیر
گفتم که کنم قصهٔ سودای تو کوتاه
چون قصهٔ عشق تو دراز است چه تدبیر
گفتم که کنم توبه ز عشق تو ولیکن
عشق تو حقیقت نه مجاز است چه تدبیر
گفتم ندهم دل به تو چون روی تو بینم
چون غمزهٔ تو عربدهساز است چه تدبیر
بیچاره دلم صعوهٔ خرد است چه چاره
در صید دلم عشق تو باز است چه تدبیر
بر مجمر سودای تو همچون شکر و عود
عطار چو در سوز و گذار است چه تدبیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به چیستی عشق و مشکلات آن میپردازد. او از درد و نیاز درونی خود میگوید و ابراز میکند که عشقش به محبوب به رغم تمام موانع و سختیها، حقیقی و ضروری است. او با اشاره به این که تلاشهایی برای رهایی از این عشق کرده، به این نتیجه میرسد که خواه ناخواه در دام آن افتاده است. همچنین، او به تکرار پیچیدگیهای عشق و نیاز به صبر در آن اشاره کرده و میداند که نمیتواند از آن گریزان باشد. در نهایت، حالات درونی خود را چون آتش در سوز و گذار توصیف میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که کار تو با ناز و دلربایی است، چه باید کرد؟ در حالی که من با درد و نیاز دست و پنجه نرم میکنم، چه راه حلی وجود دارد؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به دری اشاره میکند که برای همه باز است، اما وقتی صحبت از او میشود، حس میکند که این در بر او بسته است و نمیداند چه باید بکند. به عبارت دیگر، او در جستجوی راهی است تا به آن در ورود پیدا کند، ولی به نظر میرسد که برای او مسیر آسانی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تو گفتی اگر حقیقت را بشناسی و راه را درست پیدا کنی، این مسیر پر از فراز و نشیب است، پس چه راهکاری باید اتخاذ کرد؟
هوش مصنوعی: گفتی اگر صبر کنی، به خواستهات خواهی رسید، اما زیباییهای دنیا تنها ترفندهایی هستند که باید با تدبیر به آنها نگاه کرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نماز خواندن در غفلت معنایی ندارد، زیرا عشق تو برای من مانند پیشوای نماز است و این موضوع نیاز به تدبیر و توجه دارد.
هوش مصنوعی: گفتم که میخواهم داستان longing تو را به طور مختصر بگویم، اما داستان عشق تو آنقدر طولانی است که نمیدانم چگونه باید این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: گفتم که از عشق تو دست میکشم، اما عشق تو واقعی و حقیقی است و نمیتوان مثل یک شبهرمز به آن نگاه کرد. حالا چه باید بکنم؟
هوش مصنوعی: به او گفتم که به تو دل نخواهم داد، چون بار دیگر چهرهات را ببینم. چرا که ناز و دلرباییات موجب آشفتگی و شوریدگی میشود و برای این موضوع حتی نمیتوانم تدبیری اندیشید.
هوش مصنوعی: دل من همچون پرندهای کوچک و بیپناه است و در احساسات خود به دام عشق تو گرفتار شده است. در این شرایط، نمیدانم چه باید بکنم و چگونه میتوانم خود را از این عشق رهایی بخشم.
هوش مصنوعی: در آتش شوق تو مانند عطر و بخور عطار، در حال سوختن و گذراندن لحظات است، چه چارهای باید اندیشید؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.