چند جویی در جهان یاری ز کس
یک کست در هر دو عالم یار بس
تو چو طاوسی بدین ره در خرام
کاندرین ره کم نیایی از مگس
مرد باش و هر دو عالم ده طلاق
پای در نه زانکه داری دست رس
گر برآری یک نفس بی عشق او
از تو با حضرت بنالد آن نفس
هر نفس سرمایهٔ صد دولت است
تا کی اندر یک نفس چندین هوس
سرنگونساری تو از حرص توست
باز کش آخر عنان را باز پس
تا ز دانگی دوست تر داری دودانگ
نیستی تو این سخن را هیچ کس
گر گهر خواهی به دریا شو فرو
بر سر دریا چه گردی همچو خس
بر در او گر نداری حرمتی
چون توانی رفت راه پر عسس
چون تو ای عطار حرمت یافتی
بر سر افلاک تازانی فرس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مساله عشق و جستجوی یار میپردازد و به اهمیت عشق در زندگی اشاره میکند. او میگوید که انسان باید به جای جستجوی یار در دنیا، خود را به عشق حقیقی متمایل کند و از حرص و هوسهای دنیوی فاصله بگیرد. همچنین، شاعر بر ارزش هر نفس و تاثیر آن در نزد خداوند تأکید میکند و نشان میدهد که برای رسیدن به مقام والای دوست باید از خود عبور کرد. در نهایت، او به خود اشاره میکند و تأکید میکند که حرمت و مقام او به خاطر عشق و ممارست در این مسیر است.
هوش مصنوعی: در دنیا چند بار به دنبال دوستان بگردی؟ هر کس در این دو جهان، یار و همراهی دارد.
هوش مصنوعی: تو مانند طاوسی هستی که در این مسیر با وقار و زیبایی راه میروی، اما در این مسیر نباید به مگسی که مزاحم است توجه کنی.
هوش مصنوعی: مرد باید با شهامت و استحکام عمل کند و به ارزشهای واقعی زندگی پایبند باشد. زندگی به گونهای است که اگر به اصول و مهارتهای خود اعتماد داشته باشی، میتوانی به چیزهای بیشتری دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه بدون عشق او نفس بکشی، آن نفس تو به سوی خداوند شکایت خواهد کرد.
هوش مصنوعی: هر لحظه از زندگی میتواند فرصتی باارزش باشد، پس چرا باید در یک لحظه به چندین آرزوی ناپایدار دل ببندیم؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو به خاطر حرص و آز و طمع خود، دچار سقوط و شکست شدهای. اکنون زمان آن رسیده که کنترل اوضاع را در دست بگیری و از این حالت خارج شوی.
هوش مصنوعی: اگر دوست را بیشتر از خودت دوست داشته باشی، هرگز نمیتوانی بگویی که عاشق او هستی؛ زیرا این حرف، از کسی که خود را دوست دارد، ساخته نیست.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به جواهر و ارزشهای بزرگ دست یابی، باید خود را در عمق دریا غوطهور کنی. در غیر این صورت، تنها در سطح خواهی ماند و بهسان علفهرز، چیزی نخواهی بود.
هوش مصنوعی: اگر در درگاه او احترامی نداری، چگونه میتوانی از مسیر پر خطر عبور کنی؟
هوش مصنوعی: ای عطار! تو به قدری مقام و احترام پیدا کردهای که بر عرش آسمانها سوار بر اسبت در حرکت هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گر نباشد قبله عالم مرا
قبله من کوی معشوقست و بس
گفت این نانت که داد ای هیچ کس
گفت این نان را عیالت داد و بس
ای ز تو بر هر دماغی صد هوس
وز وصالت خود نشان نادیده کس
چیست جز غم با دل من همنشین
کیست جز درد تو با جان همنفس
تیز بازاری و چون تو شکّری
[...]
نیست در آخرزمان فریادرس
جز صلاح الدین صلاح الدین و بس
گر ز سر سر او دانستهای
دم فروکش تا نداند هیچ کس
سینه عاشق یکی آبیست خوش
[...]
گر نبودی عشق همراه نفس
دم نیارستی زد اندر عشق کس
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.