درکش سر زلف دلستانش
بشکن در درج درفشانش
جان را به لب آر و بوسهای خواه
تا جانت فرو شود به جانش
جانت چو به جان او فروشد
بنشین به نظاره جاودانش
از دیدهٔ او بدو نظر کن
گر خواهی دید بس عیانش
زیرا که به چشم او توان دید
در آینهٔ همه جهانش
زلفش که فتاده بر زمین است
سرگشته نگر چو آسمانش
آویخته صد هزار دل هست
از یک یک موی هر زمانش
گر میل تو را به سوی کفر است
ره جوی به زلف دلستانش
ور رغبت توست سوی ایمان
بنگر رخ همچو گلستانش
ور کار ز کفر و دین برون است
گم گرد نه این طلب نه آنش
هرگه که فرید این چنین شد
هم نام مجوی و هم نشانش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، به وصف زلف و زیبایی دلستان میپردازد و عشقش به او را توصیف میکند. او از شوق و ارادت به این محبوب میگوید و از اینکه چگونه عشق او میتواند جان را به لب آورد و به او پیوند دهد. شاعر با اشاره به زیباییهای چشم و زلف محبوب، به هنری که در آنها نهفته است اشاره میکند و تأکید میکند که در این عشق، کفر و ایمان در هم آمیختهاند. در نهایت، او میگوید که باید از نام و نشان او بگذرد و تنها به جستجوی عشق خود بپردازد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و میگوید که زیبایی او چنان دلربا و بینظیر است که همچون زنجیر زلفهایش، میتواند دلها را بشکند و به جانها نغمه سرایی کند.
هوش مصنوعی: به خودت فشار بیاور و به کسی که دوستش داری یک بوسه بده، تا روح تو به روح او پیوند بخورد.
هوش مصنوعی: اگر جانت را به او تقدیم کردی، در آرامش بنشین و به ابدیت و ماندگاری او نگاه کن.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی حقیقت او را ببینی، باید از چشم او به او نگاه کنی؛ چون این واقعیت بسیار روشن و واضح است.
هوش مصنوعی: چون او این توانایی را دارد که در آینه، تمام واقعیتهای جهان را ببیند.
هوش مصنوعی: زلف او که بر زمین افتاده، مانند آسمان سرگشته و بیقرار است.
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر هر موی او، صدها هزار دل عاشق و شوریده وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به سمت کفر بروی، بهتر است که راه را در زلف دلبر بجویی.
هوش مصنوعی: اگر تمایل به ایمان داری، به چهرهاش نگاهی بینداز که همچون گلستان زیبا و دلانگیز است.
هوش مصنوعی: اگر کار به مسائل کفر و دین مربوط نباشد، پس در جستجوی این موضوعات نرو، نه به دنبال یکی و نه به دنبال دیگری.
هوش مصنوعی: هر بار که فرید به این حالت میرسد، نه نام او را جستجو کن و نه نشانی از او بیاب.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هر بیت که آمد از زبانش
بر یاد گرفت این و آنش
هر مرد که نیست امتحانش
خوابی و خوری است در جهانش
میخفتد و میخورد شب و روز
تا مغز بود در استخوانش
فربه کند از غرور پهلو
[...]
ای جره ی صید جای دانش
پرواز گهت و رای دانش
پرورده برای ملک نطقت
در سایه پر همای دانش
چون چتر سخن جهان گشاید
[...]
میراند مگس ز روی خوانش
میداد نواله در دهانش
گه ظلمت و گاه نور دانش
گه خاص و گهی به عام خوانش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.