ای عشق تو با وجود هم تنگ
در راه تو کفر و دین به یک رنگ
بی روی تو کعبهها خرابات
بی نام تو نامها همه ننگ
در عشق تو هر که نیست قلاش
دور است به صد هزار فرسنگ
قلاشان را درین ولایت
از دار همی کنند آونگ
عشقت به ترازوی قیامت
دو کُون نَسُفت ، نیم جُو سنگ
قرابهٔ ننگ و شیشهٔ نام
افتاد و شکست بر سر سنگ
زنار مغانه بر میان بند
وانگه به کلیسیا کن آهنگ
مردانه درآی کاندرین راه
نه بوی همی خرند و نه رنگ
راهی است دراز و عمر کوتاه
باری است گران و مرکبی لنگ
کلی ز سر وجود برخیز
افتاده مباش بر در تنگ
میدان به یقین که در دو عالم
در راه تو نیست جز تو خرسنگ
برخیز ز راه خود چو عطار
تا بازرهی ز صلح و از جنگ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و عرفان سخن میگوید و تأکید میکند که عشق حقیقی فراتر از دیانت و کفر است. او به توصیف حال و هوای عاشقانهای میپردازد که در آن همه چیز بدون عشق پوچ و بیمعنی است. عشق او را به دنیایی از قید و بندها و محدودیتها میکشاند و یادآور میشود که تنها عشق میتواند روح را احیا کند. عطار به بیان معانی عمیقتری از وجود و هستی میپردازد و انسان را به تلاش و جستجوی حقیقت در زندگی دعوت میکند. در پایان، او به خود میگوید که برای رهایی از صلح و جنگ باید از راه خود برخیزد.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو با وجود تمام دشواریهایی که در مسیرت وجود دارد، قدرت و زیبایی را به من هدیه میدهی و در این راه، تفاوت بین باورها و اعتقادات را نادیده میگیری.
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، خانههای خدا به ویرانه تبدیل میشوند و بدون نام تو، همه نامها به ننگ و عار تبدیل میگردند.
هوش مصنوعی: در عشق تو، هر کسی که بیخبر است، به اندازهی صد هزار فرسنگ از ما دور است.
هوش مصنوعی: در این منطقه، دارهای آنها را به حالت آویزان درآورده و قرار میدهند.
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری ارزشمند است که در روز قیامت نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگری مقایسه کرد، حتی اگر همه سنگهای دنیا را کنار هم بگذارند.
هوش مصنوعی: ظرفی که مظهر عیب و ننگ بود و شیشهای که نماد نام و اعتبار بود، بر روی سنگی افتاد و شکست.
هوش مصنوعی: حضور در حلقه مغان و پیروی از آداب و رسوم آنها را کنار بگذار و سپس به سوی کلیسا برو و در آنجا به عبادت بپرداز.
هوش مصنوعی: به طور جدی و با اراده وارد این مسیر شو، زیرا در اینجا نه بویی از خوشی به مشام میرسد و نه رنگ و لعابی از زیبایی دیده میشود.
هوش مصنوعی: زندگی مسیری طولانی و دشوار است، در حالی که عمر ما محدود و کمرنگ است و بار این مسیر بر دوش ما سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: از تمام هستی به پا خیز و در تنگنا و محدودیتها نمان.
هوش مصنوعی: بدان که در این جهان و آن جهان، فقط تویی که در مسیر تو وجود دارد و هیچ چیز دیگری جز تو نیست.
هوش مصنوعی: از راه خود برخیز و مانند عطار به دنبال آرامش بگرد، تا از درگیریها و بحرانها رها شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
زان پیش کاجل فرا رسد تنگ
و ایام عنان ستاند از چنگ
چون کار بنام آید و ننگ
بر آتش چون کباب و بر تیغ چوزنگ
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
ای مرگ، به سوی من کن آهنگ
بازم خر ازین غم فراوان
فریاد رسم ازین دل تنگ
تا چند همی امید یابیم؟
[...]
برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
کان فتنه مه عذار گلرنگ
نی خواب گذاشت خواجه نی صبر
نی نام گذاشت خواجه نی ننگ
بدرید خرد هزار خرقه
[...]
ساقی بده آن شراب گلرنگ
مطرب بزن آن نوایْ بر چنگ
کز زهد ندیدهام فتوحی
تا کی زنم آبگینه بر سنگ؟
خون شد دل من ندیده کامی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.