ترسا بچهای کشید در کارم
بربست به زلف خویش زنارم
پس حلقهٔ زلف کرد در گوشم
یعنی که به بندگی ده اقرارم
در بندگیش نه هندوم بدخوی
هستم حبشی که داغ او دارم
پروانهٔ او شدم که هر ساعت
در جمع چو شمع میکشد زارم
شاید که کشد چو هست عیسی دم
کز معجزه زنده کرد صد بارم
او یوسف عالم است در خوبی
من دست و ترنج پیش او دارم
هرگز نایم ز بار او بیرون
کز عشق نهاد صاع در بارم
زان روز که درد عشق او خوردم
مانده است گرو به درد دستارم
دی ساکن کنج صومعه بودم
وامروز ز ساکنان خمارم
چون دانم داد شرح حال خود
فیالجمله نه کافرم نه دین دارم
کو در عالم کسی که برهاند
یکباره ز ناکسی عطارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و بندگی سخن میگوید و خود را در مقام یک عاشق میبیند که دلبستهٔ معشوقی است. او از زلفهای معشوق به عنوان نمادی از بندگی و تسلیم استفاده میکند و به شیوهای استعاری بیان میکند که به عشق او گرفتار است. شاعر به احساسات عمیق و رنجهای ناشی از این عشق اشاره کرده و خودش را به عنوان یک پروانه که به دور شمع عشق میچرخد، توصیف میکند. در نهایت، او با ابراز اینکه نه کافر است و نه دیندار، به جستجوی رهایی از ناامیدی و عدم وجود میپردازد.
هوش مصنوعی: یک نَفَر که از یک مذهب دیگر است، به من آسیب رساند و کار مرا خراب کرد. او به قدری مُحکم و زیبا موهایش را آراسته که از آن، مانند زنجیری به دور خودم احساس گرفتار شدن میکنم.
هوش مصنوعی: پس حلقهٔ زلف به معنای این است که او مرا به بندگی خود دعوت کرده و از من میخواهد که تسلیم او شوم.
هوش مصنوعی: من در بندگی او همچون انسانی بدخصلت و بینزاکت هستم، همانند یک حبشی که علامت عشق او بر قلبم نقش بسته است.
هوش مصنوعی: من هم مانند پروانهای شدم که هر لحظه در جمع دیگران مثل شمع میسوزم و زاری میکنم.
هوش مصنوعی: شاید روزی عیسی(ع) به من نیز جان تازهای ببخشد، همانطور که با معجزهاش، بارها انسانها را زنده کرده است.
هوش مصنوعی: او بهترین فرد در میان افراد جامعه است و من به خوبی او ارادت دارم و برایش تقدیر و محبت دارم.
هوش مصنوعی: هرگز از بار عشق او رهایی نخواهم یافت، زیرا عشق او چنان سنگینی بر دوش من نهاده که نمیتوانم از آن خلاص شوم.
هوش مصنوعی: از آن روزی که عشق او را تجربه کردم، درد من در دل و ذهنم باقی مانده و به نوعی به آن وابسته شدهام.
هوش مصنوعی: دیروز در گوشهای از عبادتگاه زندگی میکردم و امروز از ساکنان عالم سکر و مستی هستم.
هوش مصنوعی: من به این نتیجه رسیدهام که در مورد وضعیت خودم بهطور خلاصه بگویم که نه به کفر اعتقاد دارم و نه به دین.
هوش مصنوعی: کسی در دنیا وجود ندارد که بتواند به یکباره انسان را از بیکسی و ناامیدی نجات دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شخصی به هزار غم گرفتارم
در هر نفسی به جان رسد کارم
بیزلت و بیگناه محبوسم
بیعلت و بیسبب گرفتارم
در دام جفا شکسته مرغیام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.