ما ننگ وجود روزگاریم
عمری به نفاق میگذاریم
محنتزدگان پر غروریم
شوریدهدلان بیقراریم
در مصطبه عور پاکبازیم
در میکده رند درد خواریم
جان باختگان راه عشقیم
دلسوختگان سوکواریم
ناخورده دمی شراب ایمان
از ظلمت کفر در خماریم
ایمان چه که با دلی پر از بت
قولی به زبان همی برآریم
ما مؤمن ظاهریم لیکن
زنار به زیر خرقه داریم
بویی به مشام ما رسیده است
دیر است که ما در انتظاریم
نه یار جمال مینماید
نه در خور دستگاه یاریم
نه پرده ز پیش ما برافتد
نه در پس پرده مرد کاریم
دردی که شمار کرد عطار
تا روز شمار در شماریم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با بیان حال و وضعیت خود و جمعی از آدمها، از نفاق و دورویی در زندگی روزمره صحبت میکند. آنها به ظاهر مؤمن هستند ولی در باطن بهدنبال خوشگذرانی و گناهاند. درک میکنند که از راه عشق و ایمان فاصله دارند و در انتظار یاری حقیقی به سر میبرند. در این وضعیت سردرگمی و غم، دلی پر از درد و ناامیدی را تجربه میکنند و در نهایت، اشاره به ناتوانی و وابستگی به ظواهر زندگی دارند.
هوش مصنوعی: ما به عنوان یک وجود در این دنیای پرهرج و مرج، به نوعی ننگ و عیب به شمار میآییم و تمام عمر خود را در دورویی و تزویر سپری میکنیم.
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که با وجود تمام رنجها و سختیها، همچنان با افتخار زندگی میکنیم و دلهای پرهیجان و بیقراری داریم.
هوش مصنوعی: ما در حالت راستگویی و صداقت قرار داریم و در عین حال در میخانه، حالاتی سخت و پر از درد را تجربه میکنیم.
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که در راه عشق جان خود را فدای آن کردهایم و دلسوختگان و داغدیدههای آن هستیم.
هوش مصنوعی: ما تحت تأثیر کفر و تاریکی آن هستیم، اما لحظهای از نوشیدن شراب ایمان بیبهره نبودهایم.
هوش مصنوعی: ایمان واقعی تنها به گفتار محدود نمیشود، حتی اگر زبان ما به اظهار عقیده مشغول باشد، اگر دلمان پر از چیزهای نادرست و غیرمعتبر باشد، آن قول هیچ ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ما در ظاهر خود را مؤمن میدانیم، اما در باطن کارهایی خلاف اعتقادمان انجام میدهیم.
هوش مصنوعی: بویی به ما رسیده که بسیار زمان است که در انتظار آن هستیم.
هوش مصنوعی: نه محبوب زیبایی به چشم میآید و نه در شأن ماست که یاری کنیم.
هوش مصنوعی: نه چیزی از ما پنهان میشود و نه در خفا، ما در کار خود جدی هستیم.
هوش مصنوعی: دردی که عطار برشمرده، ما هم تا روز شمارش میکنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نه سیم نه دل نه یار داریم
پس ما به جهان چه کار داریم
غفلتزدگان پر غروریم
خجلتزدگان روزگاریم
ای دل تو ز سیم و زر چگویی
[...]
گردنش به طوق زر درآریم
با طوق زرش به تو سپاریم
گر چه ز جهان جوی نداریم
هم سر به جهان فرو نیاریم
زان جا که حساب همت ماست
عالم همه حبهای شماریم
خود با دو جهان چکار ما را؟
[...]
گر گمشدگان روزگاریم
ره یافتگان کوی یاریم
گم گردد روزگار چون ما
گر آتش دل بر او گماریم
نی سر ماند نه عقل او را
[...]
ما دلشدگان بیقراریم
ما سوختگان خام کاریم
آتش زدگان سوز عشقیم
رسوا شدگان کوی یاریم
بودیم خراب ساقیی دوش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.