ای مرا زندگی جان از تو
زنده بینم همه جهان از تو
به زمین می فرو شود خورشید
هر شب از شرم، پر فغان از تو
گر زبانی دهی به یک شکرم
شکر گویم به صد زبان از تو
دست چون در کمر کنم با تو
که کمر ماند بی میان از تو
بار ندهی و پیش خود خوانی
این چه شیوه است صد فغان از تو
دل ز من بردی و نگفتم هیچ
لیک جان کردهام نهان از تو
نتوانم که باز خواهم دل
که مرا هست بیم جان از تو
جان رها کن به من چو دل بردی
کین بدادم ز بیم آن از تو
دعوی صبر چون کنم که مرا
صبر کفر است یک زمان از تو
اثر وصل تو کسی یابد
که شود محو جاودان از تو
تا نشانی ز خلق میماند
نتوان یافت نشان از تو
عاشقان را خط امان دادی
نیست عطار را امان از تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و احساساتش را به تصویر میکشد. وی از زندگی و جهان خود بهواسطهٔ وجود محبوب میگوید و غم و شوق ناشی از این عشق را توضیح میدهد. او هرگونه بیان و کلامی را کم میداند و خود را به خاطر محبت جدایی و دلتنگی در معرض بیم و عذاب میبیند. شاعر به این نکته میپردازد که عشق و وصال مستلزم صبوری و تحمل دردهای عشق است، و در نهایت میگوید که عطار نیز از امان محبوب بیبهره است.
هوش مصنوعی: من از تو زندگیام را به دست آوردهام و تمام زیباییهای جهان را در وجود تو میبینم.
هوش مصنوعی: خورشید هر شب به خاطر شرم، به آرامی به زمین میافتد و از تو ناله و فریاد میکند.
هوش مصنوعی: اگر به من زبان دهی، من با یک زبان شکرت را میگویم، اما اگر بتوانم، این شکر را با صد زبان از تو بیان میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که دستانم را به دور کمر تو حلقه میزنم، احساس میکنم که کمر تو بدون فاصلهای از من باقی میماند.
هوش مصنوعی: اگر بر دوش من باری نمیگذاری و در دل خود مرا میخوانی، این چه راه و روشی است که در پیش گرفتهای؟ صد بار از تو ناله و فریاد دارم.
هوش مصنوعی: تو دلم را بردی و من هیچ نگفتم، اما جانم را به خاطر تو در خفا نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: نمیتوانم دوباره دلم را بخواهم، زیرا از تو میترسم که جانم در خطر باشد.
هوش مصنوعی: دل را از خود رها کن، چون تو دل مرا بردی و من این را به تو دادم از ترس اینکه مبادا برگردی.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم ادعای صبر کنم وقتی که صبر من در برابر تو به کفر مبدل میشود؟
هوش مصنوعی: کسی میتواند تأثیر عشق و وصال تو را احساس کند که تمام وجودش در محبت و جاودانگی تو غرق شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانهای از مردم باقی است، نمیتوان نشانی از تو پیدا کرد.
هوش مصنوعی: عاشقان را از تو ای محبوب، خط و نشانهای برای اطمینان و آرامش ندادی، و عطار هم از تو تضمینی برای آرامش و امنیت ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خنده گریند عاشقان از تو
گریه خندند عارفان از تو
نی که هر نطفه در جهان از تو
بچه ای شد چو مه روان از تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.