ای جهانی پشت گرم از روی تو
میل جان از هر دو عالم سوی تو
صد هزاران آدمی را ره بزد
مردم آن نرگس جادوی تو
لاابالیوار خوش بر خاک ریخت
آب روی عاشقان ابروی تو
سر برون کن تا ببینی عالمی
هر یکی را شیوهای در کوی تو
دست دور از روی تا پروانهوار
پایکوبان جان دهم بر روی تو
ترکتازی کن بتا بر جان و دل
تا شوم از جان و دل هندوی تو
هر شبی وقت سحر عطار را
عطر جان آید نصیب از موی تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جاذبههای خاص محبوبش اشاره میکند و از تأثیر عمیق او بر روح و جان عاشقان سخن میگوید. او معشوق را به عنوان کانون محبت و جذب نظر میکند و به نعمتهای معنوی که از دیدار او به دست میآید، میبالد. عطار همچنین عشق را به شمع و پروانه تشبیه میکند و ابراز میدارد که جانش را فدای زیبایی معشوق میکند. در نهایت، او به عطر و بویی که از موهای محبوبش به مشام میرسد، اشاره میکند و این احساس را دلیلی بر وصل معنوی خود میداند.
هوش مصنوعی: ای جهانی که از زیباییهای تو آرامش میگیری، جان من از هر دو جهان به سوی تو کشش دارد.
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها به خاطر زیبایی و جاذبههای تو تحت تأثیر قرار گرفته و در مسیر تو قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: به سبکی بیملاحظه و با بیاعتنایی، شما آب عشق را بر دل عاشقان ابروی خود میریزید.
هوش مصنوعی: اگر سر خود را بیرون بیاوری، میتوانی ببینی که در دنیای اطراف هر کسی راه و رسم خاص خود را در این کوی دارد.
هوش مصنوعی: به دور از چهرهات، مانند پروانهای که برای تو رقص کنان جان میدهم.
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، با شور و شوق بر دل و جانم بتاز تا آنجا که از عشق و محبت تو کاملاً مجنون شوم.
هوش مصنوعی: در هر شب هنگام سحر، عطر جان و زیبایی تو به عطار میرسد و او از خوشبویی موی تو بهرهمند میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای ببرده آب آتش روی تو
عالمی در آتشند از خوی تو
مشک و می را رنگ و مقداری نماند
ای نه مشک و می چو روی و موی تو
چشمکانت جاودانند ای صنم
[...]
ترک من ای من سگ هندوی تو
دورم از روی تو دور از روی تو
بر لب و چشمت نهادم دین و دل
هر دو بر طاق خم ابروی تو
من به گردت کی رسم چون باد را
[...]
ای شب تاری غلام موی تو
روز روشن پیشکار روی تو
چاکر روز و شبم تا روز و شب
نایبند از روی تو وز موی تو
بندهٔ موی تو دلهای جهان
[...]
ای قبای گل دریده روی تو
وای کلاه لاله گشته موی تو
آن چه از عشق تو نزدیک من است
شرح نتوان داد دور از روی تو
عشق تو از من به ترکی دل ببرد
[...]
پشت پایی زد خرد را روی تو
رنگ هستی داد جان را بوی تو
گشته چون من کشتهای زنار دار
جان عیسی در صلیب موی تو
از پی خونریز جان خاکیان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.