ماه را در مشک پنهان کردهای
مشک را بر مه پریشان کردهای
چشم عقل دوربین را روز و شب
بر جمال خویش حیران کردهای
از شکنج زلف رستم افکنت
هر زمان صد گونه دستان کردهای
دام مشکین است زلف عنبرینت
دام مشکین عنبر افشان کردهای
من دل و جان خوانمت از جان و دل
تو چنین قصد دل و جان کردهای
یوسف عهدی کزان چاه چو سیم
پوست بر من همچو زندان کردهای
گفتمت بردی به بازی دل ز من
این خصومت باز بازان کردهای
چشم تو میگوید از تو خامشی
کین چنین بازی فراوان کردهای
در صفات حسن خود عطار را
تا که جان دارد ثناخوان کردهای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای معشوقهاش میپردازد و او را با نمادهایی مانند ماه و مشک توصیف میکند. حیرت و شگفتی خود را از جذابیتهای معشوق ابراز کرده و از زلف و دستان او به عنوان دامهایی برای فریب دل یاد میکند. او همچنین به حس مالکیت و وابستگی نسبت به معشوق اشاره میکند و از گرفتار شدن در عشق و بازیهای دل بازان سخن میگوید. در نهایت، شاعر به ستایش معشوق میپردازد و همچنان به عشق و احترام خود به او ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: تو ماه را در مشک پنهان کردهای و مشک را به حالتی پریشان و آشفته درآوردهای.
هوش مصنوعی: چشم عقل تو هر روز و شب به زیبایی خود مشغول است و در حیرت او غرق شدهای.
هوش مصنوعی: هر بار که زلفهای پیچیدهات را میبینم، به یاد رستم میافتم و احساس میکنم مانند او دستانم تحت تأثیر زیبایی تو در حالتهای مختلف قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند دامهای مشکین است که بوی خوش عنبر را در فضا پخش کردهاند.
هوش مصنوعی: من تو را با تمام وجودم از صمیم قلب میخواهم و تو نیز با تمام وجودت نیت کردهای که قلب و جان مرا به دست آوری.
هوش مصنوعی: شما با وعده و عهدی که به من دادهاید، من را در حالی که در سختی و محبوس هستم، مانند یوسف در چاه به حالتی شبیه به زندان درآوردهاید.
هوش مصنوعی: به تو گفتم که دل مرا در بازی خودت گرفتهای و این دشمنی را مانند بازان حرفهای ادامه میدهی.
هوش مصنوعی: چشمان تو نشان میدهند که از سکوت تو چه بازیهای زیادی در کردهای.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی دارم، در ویژگیهای نیک عطار ستایش میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دیده گریان سینه بریان کردهای
ای سرت گردم چه احسان کردهای
دل پریشان دیده حیران کردهای
جان من این کردهای آن کردهای
دور گیتی را نمکدان کردهای
[...]
ابر را سقای بستان کردهای
باد را فراش دوران کردهای
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.