مگر چون رابعه صاحب مقامی
نخورده بود یک هفته طعامی
در آن یک هفته هیچ از پای ننشست
صلوة و صوم بودش کار پیوست
چو جوع افتادگی در پایش آورد
شکستی سخت در اعضایش آورد
یکی مستوره بودش در حوالی
طعامش کاسهای آورد حالی
مگر شد رابعه در درد و داغی
که تا در گیرد از جایی چراغی
چو باز آمد مگر یک گربه ناگاه
فکنده بود پست آن کاسه در راه
دگر باره برفت از بهر کوزه
که تا بگشاید آن دلتنگ روزه
بیفتاد آن زمانش کوزه از دست
جگر تشنه بماند و کوزه بشکست
ز دل آهی برآورد آن جگر سوز
که گفتی گشت عالم آتشافروز
به صد سرگشتگی میگفت الهی
ازین بیچارهٔ مسکین چه خواهی؟
فکندی در پریشانی مرا تو
به خون در چند گردانی مرا تو؟
خطاب آمد که گر این لحظه خواهی
به تو بخشم من از مه تا به ماهی
ولی اندوه چندین سالهٔ خویش
ز دل بیرون بریمت، این بیندیش
که اندوه من و دنیای محتال
نیاید جمع در یک دل به صد سال
گرت اندوه ما باید همیشه
مدامت ترک دنیا باد پیشه
ترا تا هست این، یک روی آن نیست
که اندوه الهی رایگان نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در حکایت رابعه، او که مقام بلندی دارد، به مدت یک هفته از خوردن غذا خودداری میکند و تمام وقت خود را به عبادت مشغول است. در این مدت به شدت ضعیف میشود و یک مستوره برایش غذایی میآورد، اما ناگهان گربهای کاسه را میاندازد و رابعه باز میماند. او در این لحظه از شدت تشنگی و گرسنگی، آهی میکشد و از خداوند میپرسد که چرا اینگونه با وی رفتار میکند. خداوند به او میگوید که اگرچه میتواند به او نعمت دهد، اما اندوه و مشکلات دنیا را که در دل دارد، نمیتواند با هم جمع کند و از او میخواهد که به ترک دنیا بیندیشد.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که رابعه بدون اینکه مقام خاصی داشته باشد، یک هفته نان و خوراکی نخورده باشد؟
هوش مصنوعی: در آن یک هفته، او از انجام نماز و روزه دست نکشید و این کارها برایش به طور مداوم و پیوسته بود.
هوش مصنوعی: وقتی گرسنگی به انسان فشار میآورد، او را به شدت وادار به شکست و تضعیف میکند.
هوش مصنوعی: در کنار سفرهاش، زنی پنهان بود که برای او کاسهای غذا آورد.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است رابعه در حالی که در رنج و ناراحتی است، به دنبال نوری از جایی باشد تا او را نجات دهد یا زندگیاش را روشن کند؟
هوش مصنوعی: ناگهان یک گربه باعث شد که آن کاسه به زمین بیفتد. این اتفاق به گونهای بود که کسی انتظارش را نداشت و مانند این بود که کاسه به طور ناگهانی از یک جا افتاده باشد.
هوش مصنوعی: او دوباره به خاطر کوزهای رفت تا بتواند آن دلآشوب را آرام کند.
هوش مصنوعی: در آن لحظه، کوزه از دست او افتاد و در نتیجه، او که تشنه بود، با شکستن کوزه خالی ماند.
هوش مصنوعی: از دل یک آهی بیرون آمد که آنقدر سوزناک بود که گویی جهان را به آتش کشید.
هوش مصنوعی: با حالتهای گیج و سردرگم خود میگفت: آه خداوندا، از این بیچاره و درمانده چه میخواهی؟
هوش مصنوعی: آیا تو به قصد خود، مرا در حالت سردرگمی و نگرانی قرار دادهای و با این کار، زندگیام را به چه حالتی درآوردهای؟
هوش مصنوعی: پیامی به ما میگوید که اگر در این لحظه بخواهی، میتوانم از زیباییهای آسمان، از مه تا ماه، به تو هدیه دهم.
هوش مصنوعی: اما به این فکر کن که میتوانی غم و اندوهی را که سالها به دوش میکشی، از دل خود بیرون کنی.
هوش مصنوعی: اندوه من و دنیای فریبنده هرگز نمیتوانند در یک دل جمع شوند، حتی اگر صد سال بگذرد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همیشه غم و اندوه ما را تحمل کنی، بهتر است که زندگی دنیوی را رها کنی و به دنبال کارهای دیگر بروی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو هستی، یک جنبه از این وجود دارد که اندوهی که از طرف خدا به انسان میرسد، بدون دلیل و بیهزینه نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.