یکی حبشی بر پیغامبر آمد
که تَوبه میکنم وقتش درآمد
اگر عفوست وگر توبه قبولست
مرا بر پشتی چون تو رسولست
پیمبر گفت چون تو توبه کردی
یقین میدان که آمرزیده گردی
دگر ره گفت آن حبشی که آنگاه
که بودم در گناه خویش گمراه
گناهم حق چو نپسندیده باشد
میان آن گناهم دیده باشد
پیمبر گفت پس تو میندانی
که بر حق ذرّهٔ نبوَد نهانی
گناهت ذرّه ذرّه دیده باشد
ولیکن از کَرَم پوشیده باشد
چو حبشی این سخن بشنید ناگاه
برآورد از دل پر خون یکی آه
چنان آن آهش از دل تاختن کرد
که مرغ جانش را بیخویشتن کرد
به پیش مصطفی بر خاک افتاد
سوی حق پاک رفت و پاک افتاد
صلا در داد یاران را پیمبر
که بشتابید ای اصحاب یکسر
که تا برکشتهٔ حق غرق تشویر
بگوئید و بپیوندید تکبیر
کسی کو کشتهٔ شرم و حیا شد
اگر مُرد او تن او توتیا شد
اگر تو ذرّهٔ خاکش ببوئی
بوَد صد بحر پر تشویر گوئی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، یک حبشی به حضور پیامبر میآید و از او میخواهد که توبهاش را بپذیرد. پیامبر به او اطمینان میدهد که اگر واقعاً توبه کرده باشد، آمرزیده خواهد شد. حبشی سپس از گناهان خود یاد میکند و نگران است که آیا خدا آنها را میبیند یا نه. پیامبر به او میگوید که تمام گناهانش حتی کوچکترین آنها تحت نظر خداوند است، اما از کرم او پوشیده ماندهاند. حبشی با شنیدن این سخن، احساس عمیق شرم و توبه میکند و در نهایت به خاک میافتد و به نزد خداوند میرود. پیامبر به یارانش دستور میدهد که به توبه این مرد احترام گذاشته و او را تشویق کنند.
هوش مصنوعی: یک مرد حبشی پیش پیامبر آمد و گفت که من میخواهم توبه کنم، حالا وقتش رسیده است.
هوش مصنوعی: اگر بخشش وجود دارد و توبه پذیرفته میشود، من مانند پیامبری بر دوش تو هستم.
هوش مصنوعی: پیمبر فرمود وقتی که تو از گناه خود پشیمان شدی و به سوی خدا بازگشتی، مطمئن باش که بخشیده شدهای.
هوش مصنوعی: آن حبشی دیگر بار گفت که وقتی در گناهم غرق بودم و از راه راست دور شده بودم.
هوش مصنوعی: اگر خداوند گناه من را نپسندد، پس در میان آن گناه، او خود را مشاهده کرده است.
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود: پس تو نمیدانی که بر حق، حتی یک ذره هم پنهان نیست.
هوش مصنوعی: هرچند گناهانت یکی یکی قابل مشاهدهاند، اما با سخاوت و بزرگواری، آنها پنهان ماندهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که حبشی این سخن را شنید، ناگهان از دل پر از دردش یک آه بلند کرد.
هوش مصنوعی: آه او به قدری از عمق دلش بلند شد که روحش را از وجودش جدا کرد.
هوش مصنوعی: به سمت پیامبر بزرگوار به خاک افتاد و با قلبی پاک به سوی خداوند متعال رفت و در نهایت به آرامش رسید.
هوش مصنوعی: پیامبر به یاران خود فرمان داد که سریعاً آماده شوند و به راه بیفتند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر روی زمینتان که پر از نعمتهای الهی است پا میگذارید، از شما میخواهم که با صدای بلند بگویید "الله اکبر" و با هم متحد شوید.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر شرم و حیا جانش را از دست بدهد، اگر بمیرد، جسم او همچون پودر سفید و بیارزش خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر تو یک دانهٔ خاک او را ببوئی، بویش مانند صد دریا پر از شادی و سرور خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.