بدام افتاد روباهی سحرگاه
بروبهبازی اندیشید در راه
که گر صیّاد بیند همچنینم
دهد حالی بگازر پوستینم
پس آنگه مرده کرد او خویشتن را
ز بیم جان فرو افکند تن را
چو صیّاد آمد او را مرده پنداشت
نمییارست روبه را کم انگاشت
ز بُن ببرید حالی گوش او لیک
که گوش او بکار آید مرا نیک
بدل روباه گفتا ترکِ غم گیر
چو زنده ماندهٔ یک گوشه کم گیر
یکی دیگر بیامد گفت این دم
زبان او بکار آید مرا هم
زبانش را برید آن مرد ناگاه
نکرد از بیمِ جان یک ناله روباه
دگر کس گفت ما را از همه چیز
بکار آید همی دندانِ او نیز
نزد دم تا که آهن درفکندند
بسختی چند دندانش بکندند
بدل روباه گفتا گر بمانم
نه دندان باش ونه گوش و زبانم
دگر کس آمد و گفت اختیارست
دل روبه که رنجی را بکارست
چو نام دل شنید از دور روباه
جهان بر چشمِ او شد تیره آنگاه
بدل میگفت با دل نیست بازی
کنون باید بکارم حیلهسازی
بگفت این و بصد دستان و تزویر
بجَست از دام همچون از کمان تیر
حدیث دل حدیثی بس شگفتست
که دو عالم حدیثش درگرفتست
روا داری که در خونم نشانی؟
حدیث دل مگو دیگر تو دانی
چو دل خون شد بگو از دل چه گویم
ز دل با مردم غافل چه گویم
دلم آنجا که معشوقست آنجاست
من آنجا کی رسم این کی شود راست
دل من گُم شد از من ناپدیدار
نه من از دل نه دل از من خبردار
چو دائم از دل خود بینشانم
نشانی کی بود از دلستانم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: روباهی در سحرگاه به دام میافتد و از ترس جان خود را مرده جا میزند. وقتی صیاد نزدیک میشود، روباه متوجه میشود که دیگران نیز از اعضای بدن او برای نجات خود استفاده میکنند. هر بار که دندان، گوش یا زبانش را قربانی میکنند، او نگران میشود که اگر بماند چیزی از او نخواهد ماند. در نهایت روباه به این نتیجه میرسد که باید با حیله و تزویر از دام بگریزد. سپس به طور عمیق به وضعیت دلش فکر میکند و درمییابد که دلش در جایی دیگر و دور از اوست، و این غم او را در بر میگیرد.
هوش مصنوعی: یک روباه در صبح زود در دام افتاد و در حین این که راه را نگریست، به بازی و فریباندن فکر کرد.
هوش مصنوعی: اگر صیاد من را به این حالت ببیند، به من حالتی خواهد داد که مانند گاز گرفتن پوستین باشم.
هوش مصنوعی: سپس او به خاطر ترس از جانش، بدنش را رها کرد و خود را با جانش مرده ساخت.
هوش مصنوعی: وقتی صیاد به شکار نزدیک شد، گمان کرد که پرنده مرده است و نتوانست آن را کوچک بشمارد.
هوش مصنوعی: او به طور کلی از اصل و بنیاد خود جدا شده و حالش خوب نیست، اما من به این موضوع اهمیت نمیدهم چون گوش او برای من مفید خواهد بود.
هوش مصنوعی: روباهی به دیگری گفت: غم و اندوه را کنار بگذار و سعی کن که از زندگی لذت ببری؛ چون اگر در گوشهای تنها بمانی، زمان به تو لطمه خواهد زد.
هوش مصنوعی: یک نفر دیگر آمد و گفت: این لحظه میتواند برای او کاربردی باشد و من هم به آن نیاز دارم.
هوش مصنوعی: آن مرد ناگهان زبانش را برید، اما از ترس جانش یک ناله هم از طرف روباه به گوش میرسید.
هوش مصنوعی: دیگری گفت که همه چیز برای ما مفید است، حتی دندان او نیز.
هوش مصنوعی: در نزدیکی دم، وقتی که آهن را بر افکندند، سختی زیادی را تحمل کرد و دندانهایش را از دست داد.
هوش مصنوعی: روباه گفت اگر بمانم، دیگر نه دندان خواهم داشت، نه گوش و نه زبان.
هوش مصنوعی: شخص دیگری آمد و گفت که انتخاب با دل است، زیرا دل میتواند برای تحمل رنجها تلاش کند.
هوش مصنوعی: وقتی روباه نام دل را از دور شنید، دنیا در چشمان او تیره و ناواضح شد.
هوش مصنوعی: دل نمیگوید به بازی کردن و فریب دادن، اکنون باید با تدبیر و زرنگی عمل کنم.
هوش مصنوعی: او این حرف را زد و با هزاران نیرنگ و حقه، به سرعت از دام بیرون رفت مثل تیر که از کمان پرتاب میشود.
هوش مصنوعی: قصه و داستان دل بسیار عجیب و شگفتانگیز است؛ بهطوریکه گفتوگو دربارهاش در دو جهان منتشر شده و همگان دربارهاش سخن گفتهاند.
هوش مصنوعی: آیا برایت جایز است که بر خون من نشانهای باقی بگذاری؟ دیگر نیازی نیست داستان دل را بگویی، تو خود میدانی.
هوش مصنوعی: وقتی دل من از غم پر از درد و رنج شده است، دیگر چه بگویم؟ با کسانی که غافل و بیخبرند، چه مرتبطی دارم که بخواهم از احوال دلم برایشان صحبت کنم؟
هوش مصنوعی: دل من جایی است که معشوق من حضور دارد و من نمیدانم که چه زمانی به آنجا میرسم یا چه زمانی این موضوع مشخص میشود.
هوش مصنوعی: دل من از من دور شده و ناپدید گشته است؛ نه من از دل خودم خبر دارم و نه دل از حال من آگاهم است.
هوش مصنوعی: وقتی همیشه از دل خود بیخبرم، چطور میتوانم نشانهای از محبوبم داشته باشم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.