شهی در خشم رفت از مردِ درویش
براندش با دلی پُر درد از پیش
بدو گفتا ترا ندهم امانی
چو اندر ملکِ من باشی زمانی
برفت از پیشِ او مرد تهی دست
بگورستان شد و آزاد بنشست
چو شه بشنود حالی داد پیغام
که نه فرمودم ای شوریده ایام
که بیرون شو ز ملکم؟ میستیزی؟
مگر خواهی که خود را خون بریزی؟
جوابش داد کین پذرفتهام من
که از ملک تو بیرون رفتهام من
قیامت را که راهی مشکل آمد
نه گورستان نخستین منزل آمد؟
نخستین منزل محشر نه آنست؟
نه ملک تست، ملک آن جهانست
چو افتد زن بدرد زه از آغاز
چنین گویند خلق از حالِ او باز
که این زن در میان دو جهانست
که یک پایش درین، دیگر درآنست
تو هم ای بیخبر تا درجهانی
میان دو دمت دایم چنانی
گر این دم شد دگر دم بَرنیاید
نشان تو ز عالم برنیاید
مزن بانگ و مکن نوحه بیارام
که ناید باز مرغ رفته در دام
چو تن شد مرغِ جان را دامگاهی
چرا زین دام کرد آرامگاهی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، پادشاه از درویش به خشم میآید و او را از سرزمین خود بیرون میکند. درویش با دلbroken برای اجتناب از درد و ناملایمات به گورستان پناه میبرد. پادشاه پس از مدتی پیام میفرستد که او در واقع هیچ حقی بر درویش ندارد و زندگی او فراتر از مسائل زمینی است. درویش پاسخ میدهد که زندگی در این دنیا گذراست و به قیامت و دنیای دیگر اشاره میکند. او به پادشاه یادآور میشود که انسانها در میان دو جهان زندگی میکنند و در نهایت، نمیتوانند از سرنوشت خود فرار کنند. در پایان، به اهمیت آرامش در زندگی و ناتوانی در بازپسگیری زمان از دست رفته اشاره میشود.
هوش مصنوعی: پادشاهی با خشم از درویشی دور شد، در حالی که درویش با دلی پر از درد او را تماشا میکند.
هوش مصنوعی: او به او گفت: من به تو پناه نخواهم داد، چون مدت زمانی در سرزمین من باشی.
هوش مصنوعی: مردی که هیچ دارایی نداشت از پیش او رفت و به قبرستان رفت و در آنجا آرامش پیدا کرد.
هوش مصنوعی: چون پادشاه خبر حال مرا شنید، پیامی فرستاد که من چنین نگفتهام، ای بیقرار روزگار!
هوش مصنوعی: آیا از سرزمین من بیرون میروی؟ آیا میخواهی با من دشمنی کنی؟ یا این که میخواهی خود را به خطر بیندازی و آسیب ببینی؟
هوش مصنوعی: من این را قبول کردهام که از سرزمین تو خارج شدهام.
هوش مصنوعی: در مورد روز قیامت میگوید: وقتی که آن روز دشوار و پرچالش است، آیا نمیتوان گفت که گورستان، اولین مرحلهای است که باید از آن عبور کنیم؟
هوش مصنوعی: نخستین مرحله از قیامت، جایی نیست که تو در آن زندگی میکنی؛ بلکه ملک و حکومت متعلق به دنیای دیگر است.
هوش مصنوعی: وقتی زن دردی به جان میآورد، از همان ابتدا مردم درباره حال او چنین میگویند.
هوش مصنوعی: این زن در دنیای مادی و معنوی هر دو حضور دارد؛ بخشی از وجودش به جهان مادی تعلق دارد و بخش دیگرش به عالم معنویت و فراتر از آن.
هوش مصنوعی: ای کسی که بیخبری، تو هم تا زمانی که در دو طرف خود دنیا را احساس کنی، به همین شکل خواهی بود.
هوش مصنوعی: اگر این لحظه به لحظهای دیگر تبدیل شود، نشانهای از تو در این دنیا باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: به صدا در نیاور و نوحه نکن، چون پرندهای که در دام رفته، دیگر باز نخواهد گشت.
هوش مصنوعی: وقتی که بدن به آرامش میرسد، چرا باید مکانی برای خوابیدن روح فراهم کنیم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.