مگر پیری یکی دختر جوان خواست
نیامد کار این با کارِ آن راست
بهخود میخواندش بهر بوسه آن پیر
نمیآمیخت با او چون مَی و شیر
رفیقی داشت پیر سال خورده
بدو گفت ای بسی تیمار برده
بگو تا حالِ تو با زن چه گونهست
تو پیر و او جوان، این باژگونه ست
چنین گفت او که گمراهم من از وی
که هر ساعت که بوسی خواهم از وی
مرا گوید ندارم موی تو دوست
که پنبه در دهان ِ مرده نیکوست
چو تو در بوسه آیی هر زمانم
نهی چون پنبه موی اندر دهانم
برَو پنبه خوشی از گوش برکش
که پنبه گرد موی تو ترا خوش
مگر پنبه ز گوشت برکشیدی
که موی خویش همچون پنبه دیدی
ازان پشتت به پیری چون کمان شد
که چون تیر از گناهت سرگران شد
ز حق پیش از اجل بیدارییی خواه
چو مست غفلتی هشیارییی خواه
برافشان هرچه داری همچو مردان
چه سازی چون زنان با چرخ گردان؟
اگر داری گِل اندر سر چه شویی
سرت در گل نخواهد ریخت گویی؟
حجابت از تن ویرانه بردار
طبقپوش از طبق مردانه بردار
که تا ویرانه جای شرک و علت
شود معمورهٔ دین، اینت دولت
اگر در شرک میری، وای بر تو
که خون گریند سر تا پای بر تو
کسی عمری در ایمان ره سپرده
در آخر، چون بوَد، کافر بمرده؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، پیرمردی که از جوانی یک دختر را خواسته است، با مشکلاتی مواجه میشود. او در تلاش است تا با بوسهای از دختر، محبتش را جلب کند، اما دختر با بیمیلی برخورد میکند و به او میگوید که ذهنش درگیر مسائل دیگری است و این نوع ابراز محبت برایش خوشایند نیست. پیر، با تاکید بر حقایق زندگی و ضرورت بیداری از غفلتها، به جوانی خود اشاره میکند و نصیحتهایی دربارهٔ زندگی، ایمان و دوری از شرک میکند. او به این نتیجه میرسد که باید از جاهلیت و غفلت دوری کند و در پی کمال باشد. در پایان، هشدار میدهد که اگر کسی در عمر خود در مسیر ایمان باشد ولی در انتها به کفر بیفتد، عواقب ناگواری در انتظارش است.
هوش مصنوعی: شاید پیرمردی از دختر جوانی خواستگاری کند، اما این خواستگاری با وضعیت و شرایط آن دختر مطابقت ندارد.
هوش مصنوعی: پیر، به خاطر بوسه او را به خود میخواند، اما او هرگز با او نمیآمیخت، همانطور که شراب با شیر مخلوط نمیشود.
هوش مصنوعی: دوستی پیر و سالخورده به او گفت: «ای کسی که زیاد رنج و سختی را تحمل کردهای،...»
هوش مصنوعی: بگو حال و روز تو با همسرت چطور است؟ تو سالخوردهای و او جوان است، این وضعیت عجیبی به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: او گفت که من به خاطر او گمراه هستم، زیرا هر زمانی که بخواهم او را ببوسم.
هوش مصنوعی: او به من میگوید که موی تو را دوست ندارم، چون پنبه در دهان مرده بهتر است. یعنی احساس میکند که دوست داشتن موی تو به معنای بیارزشی است و تلاشی بیهوده به نظر میرسد، همانطور که پنبه در دهان یک مرده هیچ فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: هر بار که تو به من بوسه میزنی، حالم به گونهای است که مانند پنبهای در دهانم میماند.
هوش مصنوعی: گوشهای خود را از پنبههای خوشی که مانع میشود برطرف کن، زیرا پنبهها به زیبایی موهای تو لطمه میزنند.
هوش مصنوعی: آیا از جسم و روح خود جدا شدهای که موهایت را همانند پنبه میبینی؟
هوش مصنوعی: پشت تو به دلایلی چون کمان خم شده و چون تیر، گناهانت تو را به سمت نابودی میبرند.
هوش مصنوعی: پیش از اینکه زمان مرگ فرا برسد، از حق و حقیقت آگاه شو و تلاش کن تا از خواب غفلت بیدار شوی و به هشیاری دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: هر آنچه که داری را با شجاعت و قدرت نشان بده و به مانند مردان عمل کن؛ چه فایدهای دارد که همچون زنان با مشکلات به شکل سستی و افراطی واکنش نشان دهی؟
هوش مصنوعی: اگر در سر تو گلی وجود دارد، چگونه میخواهی سرت را در گل بشویی بدون اینکه گلی که در سر داری، در گل بیفتد؟
هوش مصنوعی: پوشش خود را از این بدن خراب بردار و از لایههای مردانه نیز بگذر.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که تا زمانی که آثار ویرانی و شرک در دین وجود داشته باشد، این دین به درستی و قدرت خود ادامه خواهد داشت. در حقیقت، اشاره به این دارد که برای برقراری و حفظ دین، لازم است که مشکلات و ناهنجاریها برطرف شوند و دین به یک وضعیت مستحکم و سالم برسد.
هوش مصنوعی: اگر در گناه بزرگ شرک دربیفتی، وای بر تو که به شدت مورد عذاب و اندوه قرار خواهی گرفت.
هوش مصنوعی: آدمی که تمام عمر خود را در راه ایمان و اعتقاد گذرانده است، در پایان چگونه میتواند به کفر بمیرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.