مگر محمود با اعزاز میشد
بره مردی دوالک باز میشد
شهش گفتا که ای طرّار ره زن
ترا میبیند اینجا چشم دَرمَن
که بنشینی میان خاک در راه
دوالک بازی آموزی تو با شاه
دوالک باز گفتش ای جهاندار
برَو بنشین چه میخواهی ازین کار
نخواهد گشت چون پروانه با شمع
دوالک بازی و کوس و عَلَم جمع
مجرّد گرد و پس این پیشه میکن
وگر نه همچنین اندیشه میکن
درین منزل که کس نه دل نه جان یافت
کمال از پاک بازی میتوان یافت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، سلطان محمود با مردی دوالکباز به گفتگو مینشیند. مرد دوالکباز به سلطان توصیه میکند که به دنبال دوالکبازی و ظواهر نباشد و بهتر است در میان خاک و سادهزیستی بنشیند. او با کنایه به زندگی و فناپذیری دنیا، به سلطان میگوید که نباید وقت خود را صرف کارهایی بیفایده کند و بهتر است به تدبیر و پاکی فکر کند تا کمال را بیابد. در نهایت، او به سلطان نشان میدهد که در این دنیا هیچ چیزی جز معنای عمیق زندگی ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: آیا محمود با احترام و افتخار به مقامی دست مییافت که شخصیتش را همچون یک مرد بزرگ و برجسته نمایان کند؟
هوش مصنوعی: شهش گفت: ای هنرمند، راه را بگیر و به جلو برو، چشم درد من تو را در اینجا میبیند.
هوش مصنوعی: اگر با خاک و در راه بنشینی، دوالک (نوعی بازی) را یاد میگیری، تو حتی با شاه نیز در این بازی توانمندی پیدا میکنی.
هوش مصنوعی: دوالک به او گفت: ای ruler of the world، برو بنشین و بگو که از این کار چه میخواهی.
هوش مصنوعی: نخواهد بود که مانند پروانه با شمع، به بازی بپردازد و در مراسمها و جشنها شرکت کند.
هوش مصنوعی: تنها و بینیاز زندگی کن و به کار و شغلت مشغول باش، وگرنه همین فکر و خیال را هم داشته باش.
هوش مصنوعی: در این جایی که هیچکس نه دل و نه جان آرامش نیافته، میتوان به کمال و زیبایی از صفای دل و رفتار درست دست یافت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.