چنین گفتهست بوبکر سفاله
که با او هست پیوسته حواله
همیگویند در آبم نشانده
که هرگز تر مگرد ای باز مانده
که گرچه غرقهای امّا چنانی
که گر تر گردی از تَردامنانی
مشو تر گرچه در آبی همیشه
درین معرض چه سنجد شیر بیشه؟
که داند تا درین اندوه مردان
چگونه زار در خونند گردان
اگر این درد بودی حاصل تو
جهانی خون گرفتی از دل تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: ابوبکر سفاله در این حکایت به دردی عمیق و غمانگیز اشاره میکند. او میگوید که هرچند او در آب غرقه است، نباید ترسیده و تر شود، زیرا این حالت موجب آسیب بیشتر میشود. او بر این باور است که در این دنیا، افراد غمگین و پریشان در خون خود غوطهورند و این دردها از دلشان سرچشمه میگیرد. در نهایت، این دردهای شخصی به نوعی به تجربهای جهانی تبدیل میشود که دیگران نیز در آن شریکاند.
هوش مصنوعی: بوبکر سفاله میگوید که همیشه با او رابطهای نزدیک و پیوسته وجود دارد.
هوش مصنوعی: میگویند که من در آب نشستهام و باید همیشه خشک بمانی، ای کسی که باقیماندهای.
هوش مصنوعی: هرچند که غرق در مشکلات و سختیها هستم، ولی به گونهای هستم که اگر به من آسیب برسانی، ممکن است دامن خود را به دردسر بندازی.
هوش مصنوعی: هرگز نترس، حتی اگر در آب باشی، زیرا در این حالت هم نمیتوانی مقایسهاش با قدرت و شجاعت شیر جنگل را انجام دهی.
هوش مصنوعی: کسی نمیداند که در این غم، مردان چگونه در زاری و ناله در خون خود غوطهورند.
هوش مصنوعی: اگر این درد نتیجه تو باشد، پس جهانی از دل تو خونریزی کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.