درآمد واسطی را انتباهی
بدیوانه ستان در شد بگاهی
یکی دیوانهٔ را دید سرمست
که گاهی نعره زد گه دست بر دست
ز شادی میشدی او سرفکنده
میان رقص یعنی بر جهنده
به پاسخ واسطی گفت ای زره دور
میان سخت بندی مانده مقهور
چو در بندی تو این شادیت از چیست
شدستی بنده آزادیت از چیست
زبان بگشاد پیش شیخ مجنون
که گر در بند دارم پای اکنون
دلم در بند نیست واصلم اینست
چو دل بگشاده دارم وصلم اینست
یقین میدان که بس مشکل فتادست
که گر بستند پایم دل گشادست
دو عالم چیست بحری نام او دل
تو در بحری بمانده پای در گل
ببحر سینهٔ خود شو زمانی
که تا در خویش گم بینی جهانی
چو باشد صد جهان در دل نهانت
کجا در چشم آید صد جهانت
زمین و آسمان آنجا بدانی
که تو هم این جهان هم آن جهانی
نمیدانم جهان در تو عیانست
بجائی ننگرد کان یک زمانست
اگر خواهی برای تو جهانی
پدید آید ز قدرت در زمانی
جهان بر تو ز اخلاطست و اسباب
نوشته هفت اقلیمش بهفت آب
در آن عالم نباشد مرغ از بَیض
سرای ازخاره و آنگه حور از حیض
نباشد انگبین آنجا ز زنبور
نه شیر از بز بود نه می ز انگور
نه از آتش گشاید مرغ بریان
نه از پختن برآید فرغ الوان
وسایط چون زره برخیزد آنجا
ز هیچی این همه میریزد آنجا
زهر نوع آنچه تو باشی خریدار
شود از آرزوی تو پدیدار
بچشم خرد منگر خویشتن را
مدان هر دو جهان جز جان و تن را
توئی جمله ز آتش چند ترسی
دل تو عرش و صدرت هست کرسی
چو دل اینجا ز عشق او فروزی
کجا در آتش دوزخ بسوزی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، شیخ ابوبکر واسطی با یک دیوانه مواجه میشود که به خاطر شادی و رقص خود در غم و بندگی غرق نیست. دیوانه با شیخ گفتوگو کرده و توضیح میدهد که اگرچه جسمش در بند است، اما دلش آزاد و شاداب است. او به شیخ یادآوری میکند که حقیقت او فراتر از محدودیتهای ظاهری است و در دل انسان، جهانی از روشنی و وسعت نهفته است. در این گفتگو، شیخ به شناخت عمیقتری از ذات انسان و آزادی درونی دست مییابد و به این نکته پی میبرد که عشق حقیقی میتواند نجاتدهنده باشد. دیوانه همچنین به این حقیقت اشاره میکند که دل انسان، نه تنها در عذاب و آزمایش، بلکه در عشق و آزادی نیز میتواند به اوج برسد.
هوش مصنوعی: یک فرد عادی به ناگاه در یک حالت غیرمعمول یا دیوانهوار به دنیای جدیدی وارد میشود.
هوش مصنوعی: مردی که به شدت خوشحال و سرمست بود، گاهی بلند فریاد میزد و گاهی دستش را به دست دیگرش میزد.
هوش مصنوعی: از شوق و خوشحالی، او در میانهی رقص، با افتخار و شادابی به جلو میجهید.
هوش مصنوعی: واسطی از لابهلای زرههایش به او گفت که در این وضعیت سخت، به شدت تحت فشار و محدودیت قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: وقتی که در قید و بند هستی، شادی تو از چه چیزی ناشی میشود؟ و وقتی که آزاد هستی، واقعیّت آزادی تو از کجاست؟
هوش مصنوعی: زبانم را به شیخ مجنون گفتم که اگر امروز پایم در بند باشد، باز هم آزاد خواهم بود.
هوش مصنوعی: دل من گرفتار و محدود نیست و اصل من این است که وقتی دل من آزاد و باز باشد، ارتباط و وصلی با حقیقت و معشوق دارم.
هوش مصنوعی: میدانم که این موضوع بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا اگر پایم را ببندند، دل و احساساتم آزاد خواهد بود.
هوش مصنوعی: دو جهان چه چیزی است؟ دریایی است به نام دل تو که در این دریا مانده و پایش در گل گیر کرده است.
هوش مصنوعی: به دل خود تکیه کن و احساسات عمیقتری را درونت جستوجو کن؛ زیرا وقتی که به عمق وجودت پی ببری، میتوانی دنیایی بزرگ و پرمعنا را در درون خود بیابی.
هوش مصنوعی: اگر در دل تو صد جهان وجود داشته باشد، پس چگونه میتواند این همه جهان در چشم تو نمایان شود؟
هوش مصنوعی: در آنجا که تو هستی، هم دنیا و هم آخرت را درک خواهی کرد.
هوش مصنوعی: من نمیدانم که آیا در تو حقیقت جهان آشکار است یا اینکه به جایی نگاه نمیکند که فقط یک دورهای بوده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، در مدت زمانی کوتاه میتوانی به قدرتی دست پیدا کنی که برایت دنیایی جدید بسازد.
هوش مصنوعی: جهان به دلیل ترکیب عناصر و اجزای مختلف تشکیل شده و هر یک از هفت اقلیم آن به هفت نوع آب وابسته است.
هوش مصنوعی: در آن دنیا، مرغی از تخم یا آشیانهاش در نمیآید و حوریان نیز از مرحلهی زندگی زناشویی خود متولد نمیشوند.
هوش مصنوعی: در آنجا نه عسل وجود دارد که زنبور بتواند تولید کند، نه دوغی از بز است، و نه شرابی از انگور.
هوش مصنوعی: نه مرغ بریان از آتش آزاد میشود و نه غذاهای رنگارنگ از پختن به وجود میآیند.
هوش مصنوعی: هنگامی که وسایل و ابزارها مانند زره بلند شوند، از هیچ چیز اینقدر به آنجا میریزد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو بخواهی و آرزو کنی، به نوعی برای تو فراهم خواهد شد.
هوش مصنوعی: به جای اینکه به ظواهر و دنیاهای بیرونی توجه کنی، به عمق وجود خودت بپرداز. در واقع، هر چیزی جز روح و جسمت ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: تو از آتش نمیترسی، زیرا دل تو مانند عرش و سینهات همچون کرسی ایستاده است.
هوش مصنوعی: وقتی دل تو از عشق او روشن و سرشار است، چگونه میتوانی در آتش دوزخ بسوزی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.