صوفیی چون جامه شستی گاه گاه
میغ کردی جملهٔ عالم سیاه
جامه چون پر شوخ شد یک بارگی
گرچه بود از میغ صد غم خوارگی
از پی اشنان سوی بقال شد
میغ پیدا آمد و آن حال شد
مرد گفت ای میغ چون گشتی پدید
رو که مویزم همی باید خرید
من ازو مویز پنهان میخرم
تو چه میآیی، نه اشنان میخرم
از تو چند اشنان فرو ریزم به خاک
دست از صابون بشستم از تو پاک
دیگری گفتش بگو ای نامور
تا به چه دلشاد باشم در سفر
گر بگویی، کم شود آشفتنم
اندکی رشدی بود در رفتنم
رشد باید مرد را در راه دور
تا نگردد از ره و رفتن نفور
چون ندارم من قبول و رشد غیب
خلق را رد میکنم از خو به عیب
گفت تا هستی بدو دلشاد باش
وز همه گویندهٔ آزاد باش
چون بدو جانت تواند بود شاد
جان پر غم را بدوکن زود شاد
در دو عالم شادی مردان بدوست
زندگی گنبد گردان بدوست
پس تو هم از شادی او زنده باش
چون فلک در شوق او گردنده باش
چیست زو بهتر، بگو ای هیچ کس
تا بدان تو شاد باشی یک نفس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، صوفیای صحبت میکند که هر بار جامهاش را میشوید، باران میآید. او پس از شستن جامه، به سمت بقال میرود تا مویز خریداری کند. در این حین، دیگران او را میپرسند که دلیل آمدن باران چیست و او به آنها توصیه میکند که برای شادی و اندوخته روحی تلاش کنند. او تأکید میکند که زندگی و خوشی در دو عالم تنها در جوشوخروش شادمانه است و انسانی که به این شادی دست یابد، از دیگران باید سبقت گیرد. نهایتاً، او به مردان اشاره میکند که باید در سفر زندگی خود از شادی و خوشی غافل نشوند.
هوش مصنوعی: صوفی که گهگاهی خود را از آلودگیها پاک میکند، در نهایت میبیند که تمام عالم سرشار از ظلمت و تیرگی است.
هوش مصنوعی: وقتی که لباس از شادی و خوشحالی پر شد و به یکباره تغییر کرد، حتی اگر قبلاً توانسته باشد که دلنگرانیها و غمها را در خود داشته باشد.
هوش مصنوعی: شخص به دنبال دوستانش به سمت بقال رفت و در این حین، ابرها ظاهر شدند و وضعیتی خاص به وجود آمد.
هوش مصنوعی: مرد گفت: ای ابر، چرا به وجود آمدی؟ بهتر است بروی، چون من به دنبال خرید مو هستم.
هوش مصنوعی: من بیخبر از تو، از او انگور خشک خریداری میکنم، تو چرا به اینجا میآیی؟ من اصلاً از آشنایان خرید نمیکنم.
هوش مصنوعی: من از دوستان تو چند نفر را به زمین میزنم و از تو بهطور کامل جدا میشوم.
هوش مصنوعی: دیگری از او خواست تا بگوید چه چیزی باعث خوشحالیاش در سفر است و او نامی بزرگ و مشهور است.
هوش مصنوعی: اگر بگویی، کمی از آشفتگیام کم میشود و این نشانهای از پیشرفت من در این مسیر است.
هوش مصنوعی: برای اینکه انسان به تکامل برسد، باید در مسیر طولانی حرکت کند تا از راه و رفتن بیزار نشود.
هوش مصنوعی: چون من توانایی درک و پیشرفت در مسائل نامشهود را ندارم، از روی عادت و ناآگاهی به عیبها و کاستیهای دیگران توجه نمیکنم.
هوش مصنوعی: به او بگو که تا زمانی که وجود دارد، خوشحال باش و از همه کسانی که آزادانه سخن میگویند، الهام بگیر.
هوش مصنوعی: وقتی که با او زندگی ات شاداب میشود، پس به سرعت به او نزدیک شو و غمهای زندگیات را فراموش کن.
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی در این جهان و آن جهان به خاطر وجود مردان و بزرگان است، و زندگی و سرنوشت انسانها نیز به لطف آنهاست.
هوش مصنوعی: پس تو نیز به خاطر خوشحالی او زندگی کن و مانند آسمان، در شوق او بچرخ.
هوش مصنوعی: به من بگو چه چیزی بهتر از او وجود دارد، ای هیچ کس، تا تو بتوانی یک لحظه شاد باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.