ای عقل شده در صفت ذات تو پست
از حد بگذشت این همه تقصیر که هست
چهبْوَد چو به دست توست کز روی کرم
مشتی سر و پا برهنه را گیری دست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای عقل شده در صفت ذات تو پست
از حد بگذشت این همه تقصیر که هست
چهبْوَد چو به دست توست کز روی کرم
مشتی سر و پا برهنه را گیری دست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف مقام و عظمت خداوند میپردازد و به عقل انسانی اشاره میکند که در درک صفات ذات باری تعالی ناتوان است. عطار بیان میکند که با وجود این ناتوانی، خداوند از روی رحمت و کرم، انسانهای بیچیز و ضعیتمند را مورد لطف و حمایت قرار میدهد. در واقع، بر اهمیت و بزرگواری خداوند و توجه او به بندگان تأکید میشود، حتی اگر آنها از نظر معنوی در مرتبهای پایین باشند.
هوش مصنوعی: ای عقل تو در شناخت و توصیف ذات پروردگار به قدری ضعیف و ناتوان هستی که این همه خطا و کوتاهی هایی که از تو سر زده، فراتر از حد و مرز است.
هوش مصنوعی: وقتی که با لطف و محبت تو فرصت به دست میآید، میتوانی با دست خودت یک مشت از سروهای زیبا و برهنه را بگیری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن یار که عهدِ دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست
ای دل، ز شراب عشق گشتی سرمست
کز رنج خمار او به جان نتوان رست
گر از دل من چنین فرو داری دست
در روز ز دست تو به شب باید جست
چون دیدهٔ من دید ترا روز نخست
مسکین دل من هوای دیدار تو جست
اکنون که ترا هوای من نیست درست
یا ناز مکن یا دل من باز فرست
گر سیر شدی بتا ز من در خور هست
زیرا که ندارم ای صنم چیزی لست
رنج دل رنج دیده جز دیده نجست
دانی که شد این گناه بر دیده درست
در جمله جهان صورتی از دیده نرست
کش چندین موج خونش از دیده نشست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.