تا کی ز غم زیان وسودت آخر
در سینه و دل آتش ودودت آخر
روزی دو درین گلخن پر غم بودی
انگار نبودهای چه بودت آخر
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تا کی ز غم زیان وسودت آخر
در سینه و دل آتش ودودت آخر
روزی دو درین گلخن پر غم بودی
انگار نبودهای چه بودت آخر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به شدت از غم و ناراحتی ناشی از دنیای فانی سخن میگوید و از فرد میخواهد تا نگاهی به سرانجام خود داشته باشد. او به مخاطب میگوید که در زندگی پر از درد و رنج خود، نتایج مثبت و منفی چه تأثیری بر روح او دارد. شاعر از احساس خفقان و غم در دل سخن میگوید و از بیمعنایی این زندگی پرکشمکش مینالد. در نهایت، او به این نکته میرسد که این دغدغههای دنیوی باید کنار گذاشته شود تا به سمت آخرت و حقیقت زندگی روی آورد.
هوش مصنوعی: تا کی باید در دل و جان خود غم و اندوه را تحمل کنی؟ چه زمانی این آتش و درد را فراموش خواهی کرد؟
هوش مصنوعی: روزی در این دنیای غمانگیز، احساس میکردی که هیچ چیزی وجود ندارد. اما حالا، آخرش چه بر سر تو آمده است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.