ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی
در خنده زدن شکرفشان هم تو نیی
چون نیست تُرا یک صفت همدم من
دم درکش و دم مده که همدم تو نیی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی
در خنده زدن شکرفشان هم تو نیی
چون نیست تُرا یک صفت همدم من
دم درکش و دم مده که همدم تو نیی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تمجید از صبح و تجلیات آن میپردازد و به این نکته اشاره میکند که صبح خود را در زیباییها و شادابیهای جهان میبیند. او تأکید میکند که صبح با تمام جلوههایش، هنوز هم میتواند بیهمتا باشد و در تلاش است تا افکار و احساسات خود را از دیگران متمایز کند. در نهایت، شاعر از صبح میخواهد که در حالتی از انزوا بماند، چرا که او بهتنهایی نمیتواند همدمی داشته باشد که با آن همراه شود.
هوش مصنوعی: ای صبح! جهان به نور تو روشن است، اما در هنگام خنده و شادی نیز تو هستی که شادی و شیرینی را به همراه میآوری.
هوش مصنوعی: وقتی تو هیچ ویژگیای از خودت شبیه به من نداری، بهتر است که فقط به من نزدیک نشوی و در کنارم نیا؛ چون تو همنوا و همراهم نیستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.