ماییم که با ما نبود هیچ روا
چون هیچ نباشد نبود هیچ سزا
تو هیچ مباش تا نباشد هیچت
چون هیچ نباشی نبود هیچ ترا
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ماییم که با ما نبود هیچ روا
چون هیچ نباشد نبود هیچ سزا
تو هیچ مباش تا نباشد هیچت
چون هیچ نباشی نبود هیچ ترا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم توحید و یگانگی اشاره دارد. شاعر میگوید که ما به خودی خود وجود نداریم و در حقیقت، هیچ موجودیتی جدای از ذات الهی وجود ندارد. برای درک این حقیقت، باید به مفهوم "هیچ" توجه کرد و درک کرد که در غیاب هیچ، وجودی راستین نخواهد بود. بنابراین، اگر از "هیچ" جدا شویم، از حقیقت که همان خداوند است، دور خواهیم شد.
هوش مصنوعی: ما کسانی هستیم که اگر کسی با ما نباشد، هیچ جای تعجب نیست؛ زیرا وقتی چیزی وجود نداشته باشد، عدم آن نیز معنی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر تو هیچ نباشی، چیز دیگری هم در تو وجود نخواهد داشت. وقتی که تو هیچ هستی، دیگر چیزی از تو باقی نخواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا ربّ، به محمّد و علی و زهرا
یا ربّ، به حسین و حسن و آلِ عبا
کز لُطْف برآر حاجتم در دو سرا
بیمنّتِ خَلْق، یا عَلیُ الأعْلیٰ
بگرستم زار پیش آن کام و هوا
گفتا مگری پند همی داد مرا
پنداشت مگر کآب نماند فردا
نتوان کردن تهی به ساغر دریا
بر چهره خوب تو فشاندیم ثنا
جان و دل و دیده هر سه کردیم فدا
در هر چه کنی ز دل بدادیم رضا
حکمی که کنی و گر بجانست روا
من خفته بدم دوش دل از یار جدا
بر بالینم رسته یکی شاخ گیا
بیخش غم و درد و حسرت و بار بلا
از هر سه بلا جان و دلم گشته ملا
امروز چو کاسۀ سرت هست بهجا
مَی نوش به کاسه، با حریفی دانا
صد کاسه و کلّهٔ سرِ شاه و گدا
نَخرَند به کوزۀ فُقاعی فردا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.