گشت مجنون هر زمان شوریده تر
همچنان در کوی لیلی شد مگر
هرچه را در کوی لیلی دید او
بوسه بر میداد و میبوسید او
گه در و دیوار در بر میگرفت
گاه راه از پای تا سر میگرفت
نعره میزد در میان کوی خوش
خاک میافشاند از هر سوی خوش
روز دیگر آن یکی گفتش که دوش
از چه کردی آن همه بانگ و خروش؟
هیچ دیوار و دری نگذاشتی؟
میگرفتی در بر و میداشتی؟
هیچ از در، کار بر نگشایدت
هیچ از دیوار، در نگشایدت
کرد مجنون یاد سوگندی عظیم
گفت تا در کوی او گشتم مقیم
من ندیدم در میان کوی او
بر در و دیوار الا روی او
بوسه گر بر در زنم، لیلی بوَد
خاک اگر بر سر کنم، لیلی بود
چون همه لیلی بود در کوی او
کوی لیلی نبودم جز روی او
هر زمانی صد بصر میبایدت
هر بصر را صد نظر میبایدت
تا بدان هر یک نگاهی میکنی
صد تماشای الهی میکنی
دل که دارد این نظر اندک قدر
مینیاساید زمانی از نظر
گر بهجای یک نظر بودی هزار
آن هزاران دیده بودی غرق کار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مجنون به عشق لیلی در کوی او هر لحظه سرشار از شوری و اشتیاق است و دچار حالتهای جنونآسا میشود. او هر گوشه و دیواری را با عشق لیلی پیوند میزند و حتی در نعرهها و خاکافشانیاش، یاد او را زنده نگه میدارد. وقتی از او میپرسند که چرا اینگونه رفتار میکند، مجنون تأکید میکند که در کوی لیلی جز او چیزی نمیبیند و تمامی چیزها را به عشق او تفسیر میکند. او بر این باور است که هر نگاهی به لیلی به معنای دیدن زیباییهای بیپایان الهی است و قلبی که عاشق است، هرگز از درک این زیباییها ناامید نمیشود.
هوش مصنوعی: مجنون هر لحظه بیشتر در حال جنون بود و همچنان در محله لیلی میگشت.
هوش مصنوعی: او هر چیزی را که در کوی لیلی میدید، میبوسید و بر آن بوسه میداد.
هوش مصنوعی: گاهی محیط و فضایی که در آن هستیم، ما را در بر میگیرد و گاه به طور کامل همه وجود ما را فرامیگیرد و تسخیر میکند.
هوش مصنوعی: او در کوی خوش فریاد میزد و از هر طرف خاک خوشبو برمیافشاند.
هوش مصنوعی: روز بعد یکی از آنها از دیگری پرسید چرا شب گذشته اینقدر سر و صدا و هیاهو راه انداختی؟
هوش مصنوعی: آیا هیچ دیوار و دربی برای خودت نساختی؟ اگر داشتی، میتوانستی در آغوش بگیری و در پناهش بمانی؟
هوش مصنوعی: اگر از درِ زندگی برایت فرصتی فراهم نشود، هرگز نخواهی توانست از دیوار مشکلات بگذری و به آنچه میخواهی دست یابی.
هوش مصنوعی: مجنون به یاد یک سوگند بزرگ، گفت که تا وقتی در کوی محبوبش ساکن شوم.
هوش مصنوعی: من هرگز در کوچههای او چیزی جز چهرهاش ندیدم، نه بر در و دیوار.
هوش مصنوعی: اگر من بر در لیلی بوسه بزنم، مانند این است که لیلی را در آغوش گرفتهام. حتی اگر خاک او را بر سرم بریزم، باز هم لیلی را در قلب خود حس میکنم.
هوش مصنوعی: من در کوی او، که همه جا لیلی وجود داشت، تنها به خاطر روی او بودم و به همین خاطر، هرگز به آن کوی توجه نداشتم.
هوش مصنوعی: در هر زمان لازم است که صد دیدگاه داشته باشی و برای هر دیدگاه نیاز به صد نوع نگاه و برداشت متفاوت است.
هوش مصنوعی: هر بار که به چیزی نگاه میکنی، انگار به زیبایی و شگفتیهای الهی یکصد بار دیگر خیره میشوی.
هوش مصنوعی: دل وقتی که چنین نگاهی دارد، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهد، حتی اگر مدت زمانی از دید پنهان باشد.
هوش مصنوعی: اگر به جای یک نگاه فقط یک لحظه درنگ میکردی، هزاران چشم میدیدی که در کارشان غرق هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.