آن یکی دیوانهٔ میگفت زار
کز همه عالم مرا اینست کار
تا کنم بر روی خاکستر نشست
خاک میریزم بسر از هر دو دست
هم پلاسی را بگردن افکنم
هم کنب را بر میان محکم کنم
اشک میبارم بزاری بردوام
چکنم و چکنم همی گویم مدام
تاکسی کو پیشم آید راز جوی
گویدم آخر چه بودت باز گوی
من بدو گویم که ای صاحب مقام
می ندانم می ندانم و السلام
چکنم و چکنم همیشه جفت ماست
می ندانم می ندانم گفت ماست
گر در این میدان کشندت یک دمی
برتو تابد از تحیر عالمی
ور ره این پرده نگشاید ترا
این همه افسانهٔ آید ترا
گر ترا دانش اگر نادانیست
آخر کار تو سرگردانیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از مصیبتنامه، دیوانهای با حالتی آشفته و نالان از درد و رنجهای خود سخن میگوید. او به طور مکرر از سرگردانی و بیخبریاش از حقیقت زندگی شکایت میکند و احساس میکند که هرگز نمیتواند آرامش یابد. در میان ترسها و ناامیدیهایش، به دیگران میگوید که درک نمیکند چه بر او میگذرد و این سردرگمی او را به خاکستر نشستن و خاک بر سر ریختن واداشته است. او به وضوح حس میکند که دانش و آگاهی به تنهایی نمیتواند او را از حیرت و نادانی نجات دهد. در نهایت، او به عدم توانایی خود در فهم و درک عمیق زندگی اشاره میکند و همچنان در جستجوی حقیقت و معناست.
هوش مصنوعی: یک دیوانه با حالتی غمگین و پریشان میگفت که در میان تمام مسائل و موضوعات دنیا، کار او همین است.
هوش مصنوعی: برای نشستن بر روی خاکستر، خاک را با دستهایم بر سر میریزم.
هوش مصنوعی: من همواره با دوستانم ارتباط نزدیک دارم و همچنین از حمایت و حفاظت از آنها غافل نمیشوم.
هوش مصنوعی: من همیشه در حال اشک ریختن هستم و مدام در ذهنم به این فکر میکنم که در این حالت چه باید بکنم.
هوش مصنوعی: هرگاه کسی به نزد من بیاید، او را میپرسم که راز و داستانهایی که در دل دارد چیست و او هم باید بگوید که چه بر او گذشته است.
هوش مصنوعی: به او میگویم که ای بزرگوار، من چیزی نمیدانم و بس.
هوش مصنوعی: من همیشه در مورد کاری که باید انجام دهم، فکر میکنم، اما نمیدانم. در این میان، کسی به من میگوید که ندانستن من فرقی با واقعیت ندارد.
هوش مصنوعی: اگر در این میدان تو را بکشند، لحظهای نور تو بر دلها میتابد و جهانی را در حیرت فرو میبرد.
هوش مصنوعی: اگر این پرده برای تو کنار نرود، این همه داستان و افسانه به تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که دانش داشته باشی، اگر نادانی و ناآگاهی در زندگیات وجود داشته باشد، در نهایت به سردرگمی و بلاتکلیفی میرسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.