کرد عمرو قیس را مردی سؤال
گفت اگر فردا خدای ذوالجلال
سر بدوزخ در دهد ناگه ترا
در چه شغلی ره بود آنگه ترا
گفت برگیرم عصا و رکوهٔ
میزنم در گرد دوزخ خطوهٔ
زار میگویم که این زندان اوست
وین سزای آنکه اورا داشت دوست
دید آن شب حق تعالی را بخواب
کرد عمرو قیس را حالی خطاب
گفت هان ای بدگمان خلق آفرین
کی کند با دوستان خود چنین
دوستان آید بفردوسم دریغ
کی ز دوزخشان نهم بر حلق تیغ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عمرو قیس در این حکایت به سوالی دربارهٔ سرنوشتش در قیامت پاسخ میدهد. او میگوید اگر خدا او را به دوزخ ببرد، با عصایی که به دست دارد، به آنجا میرود و از ظلم و سزای افرادی که دوستش داشتهاند، شکایت میکند. در ادامه، خدا در خواب به او خطاب میکند و به او یادآوری میکند که چنین تهمتی به دوستانش نرساند، زیرا دوستان هیچگاه به او آسیبی نخواهند رساند و او نباید نگران عاقبت کار باشد. این خطاب الهی نشاندهندهٔ رحمت و دوستی خداوند با بندگانش است.
هوش مصنوعی: عمرو قیس از مردی سوال کرد که اگر فردا خداوند بزرگ چه خواهد کرد.
هوش مصنوعی: ناگهان در جهنم بر تو گشوده میشود، پس در چه راهی رفتهای که اکنون در این موقعیت قرار گرفتهای؟
هوش مصنوعی: گفت عصا را برمیدارم و به سمت دوزخ میروم، در حالی که با قدرت و اقتدار حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: من از شدت ناراحتی و اندوه میگویم که اینجا زندان اوست و این عذاب، جزای آن کسی است که او را دوست داشت.
هوش مصنوعی: عمرو قیس در خواب خویش، جمال و عظمت خداوند را دید و در آن حال با او سخن گفت.
هوش مصنوعی: ای شخص بدگمان، آیا خالق هستی با دوستانش چنین رفتار میکند؟
هوش مصنوعی: دوستان به بهشت من میآیند، افسوس که آیا میتوانم آنها را از دوزخ نجات دهم یا نه.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.