پیش آن دیوانه شد مردی جوان
گفت دارم پیرمردی ناتوان
فاتحه برخوان برای آن ضعیف
تا شفا بخشد خداوند لطیف
چوب را برداشت آن دیوانه زود
گفت بیرون نه قدم زین خانه زود
انبیا و اهل گورستان همه
منتظر بنشسته اند ایشان همه
تاکسی آنجا رود زین جایگاه
تو چرا می باز گردانی ز راه
ای دل آخر میبباید مرد زار
کار کن کامروز داری روزگار
بر پل دنیا چه منزل میکنی
خیز اگر ره توشهٔ حاصل میکنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مرد جوانی به دیوانهای نزدیک میشود و از او میخواهد برای پدر پیر ناتوانش فاتحهای بخواند تا خدا او را شفا دهد. دیوانه به جای خواندن فاتحه، چوبی برمیدارد و او را از خانه بیرون میکند، در حالی که میگوید همه پیامبران و اهل قبور منتظرند. او به جوان اشاره میکند که به سمت گورستان برود و از زندگی دنیوی خود بهره بگیرد، زیرا زمان برای او محدود است و باید از فرصتها استفاده کند. در نهایت، دیوانه جوان را به خیز برداشتن و تدارکدیدن برای مسیر آیندهاش ترغیب میکند.
هوش مصنوعی: مرد جوانی به دیوانهای نزدیک شد و گفت: من یک پیرمرد ناتوان دارم.
هوش مصنوعی: برای آن فرد ضعیف فاتحهای بخوان تا خداوند مهربان به او شفای عطا کند.
هوش مصنوعی: آن دیوانه به سرعت چوب را برداشت و گفت که باید هر چه سریعتر از این خانه بیرون برویم.
هوش مصنوعی: پیامبران و کسانی که در قبرستان هستند، همه منتظرند و در حالت انتظار نشستهاند.
هوش مصنوعی: تاکسی از آن مکان میرود، چرا تو او را از مسیرش بازمیداری؟
هوش مصنوعی: ای دل، بالاخره باید در برابر سختیها و مشکلات تسلیم شوی و کاری انجام دهی. امروز روزی است که باید به وضعیت خود رسیدگی کنی.
هوش مصنوعی: در دنیا زمان زیادی را نگذران، اگر میخواهی چیزی به دست بیاوری، باید حرکت کنی و تلاش کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.