ناگهی معشوق طوسی را مگر
بود بر بازار عطاران گذر
آن یکی عطار خوشتر از بهشت
غالیه از مشک و عنبر می سرشت
غالیه بستد ازو معشوق چست
بود در پیشش خری ادبار و سست
زیر دنبال خر آلوده بکرد
بر پلیدی غالیه سوده بکرد
سر این پرسید ازو مردی ز راه
گفت این خلقی که هست اینجایگاه
از خدادارند چندانی خبر
کز دم این غالیه این لاشه خر
از درخت ذات تو یک شاخ تر
تا نپیوندد باصل کار در
تو بریده مانی از اصل همه
فصل باشد قسمت از وصل همه
این زمان کن شاخ را پیوسته تو
زانکه چون مردی بمانی بسته تو
بسته نتواند بلاشک کار کرد
کار اینجا بایدت نهمار کرد
ور بدو پیوسته خواهی مرد تو
زندگی پیوسته خواهی برد تو
زندهٔ بی مرگ بسیاری بود
گر بمیری زنده این کاری بود
بر در او چون توانی یافت بار
چون ز بیکاری نه پردازی بکار
نیستت پروای ریش خود دمی
همچنین مردار خواهی شد همی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عطار در این بخش از "مصیبتنامه" داستانی را بیان میکند که در آن معشوقی بر بازار عطاران میگذرد و عطاری خوشبو در حال ارائه غالیهای شگفتانگیز است. مردی از عطاری پرسش میکند که این جمعیت در اینجا چه میکنند و او پاسخی عمیق میدهد. او میگوید که افرادی که به این غالیه جذب شدهاند، به اصل واقعی خود و زندگی حقیقیشان بیخبرند و از شاخ درخت وجود خود قطع شدهاند. در اینجا، مفهوم پیوستگی به اصل و اهمیت اتصال به منابع حیات بیان میشود و هشدار داده میشود که بیعملی و جدایی از کار زندگی، به فراموشی و مردگی میانجامد.
هوش مصنوعی: ناگهان معشوقی اهل طوس در بازار عطاران دیده شد.
هوش مصنوعی: عطار، که مهارتش در ساخت عطرها و خوشبوکنندهها معروف است، به گونهای عطر میسازد که از بهشت نیز زیباتر و دلپذیرتر به نظر میرسد. او با ترکیب موادی چون مشک و عنبر، عطری بسیار دلنشین و جذاب خلق میکند.
هوش مصنوعی: معشوق با زیبایی و جذابیتش در مقابل او، باز هم به نظرش ضعیف و بیاراده میآید.
هوش مصنوعی: در زیر چرخها، سعی میکند تا از آلودگی دمی بفرستد و بر پلیدی غلیظ شده بیفتد.
هوش مصنوعی: مردی از راه پرسید که این مردم که در اینجا هستند، چه کسانی هستند و به چه دلیل در اینجا حضور دارند؟
هوش مصنوعی: خبرهایی از خداوند وجود دارد که از جنبههای مختلف و تأثیرات آن میتوان به آنها پی برد، اما در اینجا به خاطر بیارزشی و حقیری که در این دنیا وجود دارد، چنان چیزهایی مورد توجه قرار نمیگیرد.
هوش مصنوعی: اگر هیچ بخشی از وجود تو به ریشههای اصلیات متصل نشود، شاخ و برگهای تو هرگز نمیتوانند به ثمر برسند.
هوش مصنوعی: تو از اصل و ریشه خود جدا شدهای، اما هر فصل و دورهای بخشی از پیوند و ارتباط با آن ریشه است.
هوش مصنوعی: این زمان به درخت بپیوند و رشد کن، زیرا اگر در این دوران به بلوغ نرسی، مانند مردانی که در زندگی گیر کردهاند، دچار محدودیت خواهی شد.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که بدون آزادی و امکانات، نمیتوان به خوبی کار کرد و برای انجام درست کارها باید به موقع تنظیمات و شرایط لازم را فراهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به او نزدیک شوی و وابسته به او باشی، باید آمادهی مرگ باشی؛ زیرا زندگی واقعی در این وابستگی است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از مرگ بگریزی و زنده بمانی، باید بدانی که برای ماندن در دنیا، گاهی باید بپذیری که زندگیات به شکل دیگری ادامه پیدا کند. در واقع، مرگ نمیتواند پایان تمام چیزها باشد، و شاید در پس هر پایان، زندگی جدیدی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به در خانهاش بروی و او را ببینی، باید از بیکاری دست برداری و کاری را آغاز کنی.
هوش مصنوعی: اگر به خودت اهمیت ندهی و همیشه غفلت کنی، مانند مردهای خواهی شد که هیچ شادی و زندگی در او نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.