گفتم بکنم دو دست کوتاه از تو
دل برکنم، ای صنم، به یک راه از تو
اکنون چو برید خواهم، ای ماه، از تو
از جان کنم آغاز، پس آنگاه از تو
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گفتم بکنم دو دست کوتاه از تو
دل برکنم، ای صنم، به یک راه از تو
اکنون چو برید خواهم، ای ماه، از تو
از جان کنم آغاز، پس آنگاه از تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید. او تصمیم میگیرد که از محبوب (صنم) جدا شود و دلش را از او بکَنَد، اما در عین حال، نمیتواند از احساساتش فاصله بگیرد. او به نوعی در حال جدایی از معشوق است، ولی همچنان با این حال و احساس و ارتباط عمیق، میخواهد ادامه دهد. این تضاد میان جدایی و وابستگی در شعر به وضوح دیده میشود.
هوش مصنوعی: گفتم: اگر بخواهم از تو دل بکنم و ارتباطم را قطع کنم، ای زیبای من، باید راهی پیدا کنم.
هوش مصنوعی: اکنون که میخواهم از تو جدا شوم، ای ماه، از جان خود شروع میکنم و سپس از تو فاصله میگیرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاد است همه عمر نکوخواه از تو
دشمن کور است گاه و بیگاه از تو
عیش خوش ما بی تو ندارد آبی
سلطان وجود لوحش الله از تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.