قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست
قصر سلطان امنتر ازکلبهٔ درویش نیست
طاهر آن دامان کزو دست امیدی دور نه
قادر آن سلطان کزو قلب فقیری ریش نیست
گر ز خون من نگین شاه رنگین میشود
گو بریز این خون که مقدار نگینی بیش نیست
برکس ای قاضی به خون من منه بهتان ازآنک
قاتل من در جهان جز عشق کافرکیش نیست
ای صبا با خسرو خوبان بگو درد فراق
بر دل من کمتر از اینحبسو اینتشویش نیست
گر دلت با من نباشد قصرتجریش است بند
ور دلت با من بود زندان کم از تجریش نیست
در صفوف واپسین جا داد یارم ورنه کس
زین رقیبان درصف عشق وی ازمن پیش نیست
دل به اقبال جهان ای صاحبدولت مبند
کاین جهان در اختیار عقل دوراندیش نیست
نعمت او بیتغیر، امن او بیانقلاب
راحت او بیتزاحم، نوش او بینیش نیست
تجربت کردم رهی سوی سرای عافیت
راستتر زین ره که من بگرفتهام در پیش نیست
من نیام مسعود و بواحمد ولی زندان من
کمتر از زندان نای و قلعهٔ مندیش نیست
گر توئی انسان «بهار» اندوه نوع خویش دار
ورنهحیوانهم نیابی کاو به فکر خویش نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد قدرت و سلطنت میپردازد و نشان میدهد که برتری شاهان تنها از تسلیم فقیران ناشی میشود. او به این نکته اشاره میکند که قصر سلطان به اندازهٔ کلبهٔ درویش امن نیست و عشق را به عنوان نیرویی قدرتمندتر از هر سلطنتی معرفی میکند. شاعر همچنین از درد فراق و احساس تنهایی خود میگوید و بر این باور است که خوشبختی و آرامش حقیقی در دنیا وجود ندارد. او به قاضی هشدار میدهد که اتهام به او باید با دقت و انصاف باشد و در نهایت تاکید میکند که ارزش انسانیت و دغدغههای انسانی از سلطنت و قدرت بالاتر است.
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی پادشاهان بیشتر از تسلیم و اطاعت فقیران نیست و قصر پادشاه هم از کلبه یک درویش امنتر نیست.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دامان شخصی پاک و محترم است که هیچ امیدی از آن دور نیست، و همچنین سلطنتی که قلب یک فقیر را جریحهدار نمیکند، نمیتواند او را تحت فشار قرار دهد. در واقع، این بیت به بیان ارزشها و ویژگیهای اخلاقی میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر خون من باعث شود که نگین شاه زیبا و رنگین شود، پس این خون را بریزید، زیرا ارزش آن بیشتر از یک نگین نیست.
هوش مصنوعی: ای قاضی، بر سر من اتهام نزن، چون تنها کسی که باعث مرگ من شده، عشق است که در دنیا همچون کافری بیدین به حساب میآید.
هوش مصنوعی: ای نسیم، به فرمانروای زیباییها بگو که درد دوری و جدایی برای من، به اندازهی این حبس و این نگرانی بینهایت است.
هوش مصنوعی: اگر قلبت با من نیست، زندگیات به مانند زندانی است در تجریش؛ و اگر قلبت با من باشد، زندان تو هم چیزی کمتر از تجریش نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دوست من در آخرین صف قرار داده شده است و اگر او نبود، هیچکدام از این رقیبان در عشق او از من جلوتر نیستند.
هوش مصنوعی: دل خود را به خوشیها و موفقیتهای زودگذری که دنیا به دست میدهد گره نزن. چرا که این دنیا تحت کنترل عقل و خرد دوراندیش نیست و ممکن است در آینده تغییراتی رخ دهد که به نفع تو نباشد.
هوش مصنوعی: نعمتهای او همیشه ثابت و پایدار است، امن بودن او همواره بدون تغییر و ناپایداری است. آسایش او همواره بدون مزاحمت است و نوش او بدون تلخی و ضرر است.
هوش مصنوعی: تجربه کردهام که مسیر درست و مطمئنتری به سوی آرامش و آسایش وجود دارد، و راهی که من اکنون در پیش گرفتهام، هیچگاه به آن معنا نمیرسد.
هوش مصنوعی: من مانند مسعود و بواحمد نیستم، اما زندانی که در آن هستم به اندازه زندان نی و قلعهٔ مندیش سختی دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو انسان واقعی هستی، باید در اندوههای دیگران شریک باشی؛ وگرنه حتی حیوانات را هم نمیتوانی پیدا کنی که به فکر خودشان نباشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از تو تا مقصود چندان منزلی در پیش نیست
یک قدم بر هر دو عالم نه که گامی بیش نیست
معنی درویش اگر خواهی کمال نیستی است
هر که را هستی خود باقی ست او درویش نیست
تا تو ناکامی نبینی کی توانی یافت کام
[...]
یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست
دامن خود را بگیر از پس مرو ره بیش نیست
گر هوای عشق داری خویش را بی خویش کن
کآشنای عشق او جز عاشقی بی خویش نیست
بر امید وصل عمری بار هجرانش بکش
[...]
از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
کیست در عهد تو کاو را این بلا در پیش نیست
بیش از این ای گل در آزار دل بلبل مکوش
چون بقای حسن رویت چند روزی بیش نیست
از لبت بی سهمِ تیرِ غمزه ات بوسی هوس
[...]
کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
قرب نزدیکان مجلس حرف و صوتی بیش نیست
در صلات عاشقان دوری و تنهاییست رکن
گو قضا کن طاعت خود هر که اینش کیش نیست
ما نکو دانیم طور حسن دور افتاده دوست
[...]
آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
دشت پر نخجیر و یک ناوک مرا در کیش نیست
خانه اهل تعلق شاهراه حادثه است
دزد هرگز در کمین کلبه درویش نیست
سایه از ویرانه ما می کند پهلو تهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.