به صاحبقرانیه جزء وزیران
نشستم ولی یک قِران هم ندارم
بجز ملک و مکنت به جز کید و حیلت
ز دیگر وزیران جوی کم ندارم
به نزد گروهی است حرمت به ثروت
ولیکن من آن را مسلم ندارم
از اینروی در عین فقر اعتنایی
به تحصیل دینار و درهم ندارم
رفیقان همه ملک دارند و مکنت
ولی من به جز صدراعظم ندارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وضعیت وزیر بیپولی میپردازد که با وجود مقام و عنوان خود، هیچ ثروتی ندارد و فقط به موقعیتش در دربار میبالد. او به تقابل ارزشهای اجتماعی و مادی اشاره میکند و میگوید در بین دیگر وزیران که ثروت دارند، خود را فقیر میداند. باوجود افتادگی مالی، او به جمعآوری مال و ثروت اهمیتی نمیدهد و بیشتر بر مقام صدراعظمی خود تأکید دارد، اما به وضوح از حس کمبود و زوال ثروت رنج میبرد.
هوش مصنوعی: در دربار صاحبقرانیه به عنوان یکی از وزیران حضور دارم، اما حتی یک قِران هم ثروت ندارم.
هوش مصنوعی: من جز قدرت و ثروت و تدبیر و فریب، از دیگر وزیران چیزی کم ندارم.
هوش مصنوعی: در میان برخی افراد، احترام به ثروت اهمیت دارد، اما من این دیدگاه را قبول ندارم.
هوش مصنوعی: به همین خاطر، حتی در حالتی که فقیر هستم، به جمعآوری پول و ثروت توجهی ندارم.
هوش مصنوعی: دوستانم همه ثروتمند و دارای مقام و منزلت هستند، اما من به جز صدراعظمی که دارم، هیچ چیز دیگری ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در این دامگاه ارچه همدم ندارم
بحمدالله از هیچ غم غم ندارم
مرا با غم از نیستی هست سری
که کس را در این باب محرم ندارم
ندارم دل خلق و گر راست خواهی
[...]
به درد تو جز ناله همدم ندارم
کسی را درین پرده محرم ندارم
جفای جهان میکشد عاقل و من
غمت دارم و از جهان غم ندارم
به مهر رخت عالمی دارم امروز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.