ای خم مژگان شکوه نرگس مستانهات
چینِ ابرو، چینی طاق تغافلخانهات
ساغر نیرنگ نه گردون به این دوران ناز
گرد سرگرداندهٔ چشم جنون پیمانهات
گفتگوی بیزبانان محبت دیگر است
کیست فهمد غیر دل حرف ز خود بیگانهات
تا کجا روشن شود کیفیت اسرار عشق
میکشد مکتوب خاکستر پر پروانهات
ما اسیران همچنان زندانی آن کاکلیم
گر همه صد در ز یک دیوار خندد شانهات
توأمی دارد حدیث عشق و خواب بیخودی
چشم بگشایم اگر بگذاردم افسانهات
نی سراغ دل ز گردون یافتم، نی بر زمین
هم تو فرما تا درین صحرا چه شد دیوانهات
ای دل دیوانه کارت با غم عشق اوفتاد
در چه مزرع کشت ذوق سینهچاکی دانهات
در عرق گم شد جبین فطرت از ننگ هوس
آه از آن گنجی که گردید آب در ویرانهات
در گشاد کارِ دعوی، پیش بردم سعی لاف
کس نپرسید ای کلید وهم! کو دندانهات؟
بیدل از ضبط نفس مگذر که در بزم حضور
شمع را گل میکند بیتابی پروانهات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و جذابیتهای محبوبش پرداخته و عشق و شوق را در کلامی پر از تصویر و استعاره بیان میکند. خم مژگان و چین ابروهای معشوقش همچون نشانههای ناز و فریبایی اوست که همچون ساغری از نیرنگ بیداری و خواب را به جمع میآورد. او به عشق و دیوانگیاش اشاره میکند و میگوید که چگونه این احساسات او را از حقیقت دور میکند، طوری که زندانی عشق و شوق است. شاعر همچنین به گنجینهای از عشق اشاره میکند که ممکن است به ویرانی تبدیل شود و در نهایت بر اهمیت حضور و شعف عاشق در بزم زندگی تأکید مینماید.
هوش مصنوعی: ای خم مژگان تو، زیبایی و شکوه خاصی دارد که مانند نرگسی مست به نظر میرسد؛ همچنین، چین و شکنهای آن مانند ابرهای لطیف، زیبایی خاصی به محیط اطراف میبخشد. این زیبایی، شکلی از غفلت و بیخبری را ایجاد کرده که در طاقی از احساسات نهفته است.
هوش مصنوعی: در این دنیا ساغر فریب، به زیبایی خود میبالد، و کسی که تحت تأثیر نگاه دیوانهوار توست، در جستجوی پیمانهات به سر میبَرد.
هوش مصنوعی: گفتوگو در عشق و محبت میان کسانی که نمیتوانند کلامی بزنند، حال و هوای خاصی دارد. تنها دل میتواند این صحبتها را بفهمد و هیچکس دیگری نمیتواند درک کند، حتی اگر به ظاهر با آن آشنا باشد.
هوش مصنوعی: در جایی نامعلوم، چگونگی رازهای عشق را نشان میدهد، در حالی که نوشتههایی از خاکستر بالهای پروانهات را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: ما مانند افرادی هستیم که در بند و اسیر هستیم، حتی اگر صد راه وجود داشته باشد و دیواری محکم مانع ما شود، تو همچنان با لبخند به ما نگاه میکنی.
هوش مصنوعی: عشق و خواب گویی با هم در هم آمیختهاند. اگر فرصتی باشد و بتوانم چشمانم را باز کنم، داستان شگفتانگیز تو را تعریف میکنم.
هوش مصنوعی: من نه از آسمان دل خبری پیدا کردم و نه از زمین، به من بگو در این دشت چه بر سر دیوانهات آمده است.
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، به خاطر غم عشق او به چه جایی افتادی؟ در کدام مزرعهای که در آن دانههای ذوق و شوق سینهات شکافته شده، در حال کشت و کار هستی؟
هوش مصنوعی: فطرت انسان در اثر ناپاکی و آلودگی ناشی از هوس و خواستههای زودگذر، دچار زیان شده و در عرق و تلاش تحت فشار قرار گرفته است. ای وای بر آن گنج و ارزشهای بزرگی که اکنون در دل ویرانی و نابودی قرار گرفتهاند و دیگر قابل دسترسی نیستند.
هوش مصنوعی: درگشاد، دعا کن که کسی در تلاشش برای برتری جویی از دیگران از تو سوال نکند. ای کلید، در تو از دندانههایت خبری نیست.
هوش مصنوعی: نگذار از کنترل نفس خود خارج شوی، زیرا در مجالست، شمع به خاطر بیتابیهای پروانه، به خاکستر تبدیل میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.